باهات سکس میکنم

باهات سکس میکنم

باهات سکس میکنم
باهات سکس میکنم

بعضی وقتا تو زندگی ادم یه اتفاقای بزرگی میفته که منشاء اون از یه اتفاق خیلی سطحی و کوچیکه
مثلا اگه وسواس داشته باشی که هر شب مسواک کنی یه شب که مسواک نزنی صبح خالت بی خبر میاد و بوسه بیدارت میکنه و ….
من همیشه ی عمرم دختری بودم که به مزاحم های خیابونی ,کسایی که تیکه میندازن یا ماشینهایی که بوق میزنن نگاه هم نمیکردم, چون به نظرم ادم خودشو سبک میکنه با اتو زدن و لاسیدن به غریبه ها…
داستان از اونجایی شروع میشه که یکی از دوستام به من خبر داد که واسه اخر هفته با تور بریم گردش منم به دوستم گفتم و اونم قبول کرد, بعد زد زیرش و گفت نمیام از من اصرار که باید بیای…
خلاصه به هر طریقی بود رفتیم, نزدیک محل قرار با تور داشتیم از خیابون رد میشدیم که یهو چشم افتاد به یه ماشین که داشت از اونجا رد میشد و با رانندش چشم تو چشم شدم, نمیدونم چرا سرم چرخید و نگاهشو دنبال کردم (کاری که هیچ وقت نمیکنم ) خلاصه اونا که دو نفر بودن برامون زدن بغل و مام سوار نشدیم…
با دوستم شیطنتمون گل کرد و باهاشون یه کم حرف زدیم وقتی دیدن سوار نمیشیم رفیقش پیاده شد و شماره داد
دوست منم گیر داد که زنگ بزن, اولین باری که دیدمش زیاد به دلم ننشست چون اصلا ندیده بودم کیه چیه, یه جوری خاص بود, سعی نمیکرد فریبنده باشه یا جذاب بیشتر بچه پرو بود, خلاصه گذشت و چون خیلی وقت بود با کسی نبودم باهاش موندم ولی تو اس ام اس بازیاش متوجه شدم باب میل منه
گذشت تا اینکه یه روز رفتیم خونه دوستش و شروع کردیم به مشروب خوردن و رقصیدن کم کم تو بغل هم جا شدیم و یه حس ارامش عجیب منو گرفت, نمیدونم مال مشروب بود یا یه حس واقعی…
انگار اونم داشت لذت میبرد تو گوشم گفت : فکر کنم میشه دوست داشت
با این حرفش یه جایی تو دلم نزدیک نافم خالی شد انگار کلید فتح منو به دست اورده بود.
دستمو گذاشتم دوره صورتش برای اولین بار لپشو ماچ کردم این کارم پروش کرد و لباشو چسبوند به لبام , خدایا دیگه هیچ جارو نمیدیدم انگار تسخیرم کرده بود
دستمو گرفتو برد تو اتاق نشستیم لب تخت طوری لبامو میخورد که هنوزم مزرش زیر زبونمه بعد خوابیدو منم اولش روم نشد بعد خوابیدم مدت خیلی طولانی فقط لبای همو خوردیم اصلا عجله نکرد انگار اونم لذت میبورد . دیگه چشام اتیش گرفته بود نمیتونستم هوشیار باشمو خمار بودم چیز زیادی یادم نمیاد فقط میدونم که چون پریود بودم به اخرش نرسیدیم…
دفعه بعدی که باهاش تنها شدم از اولش بهتر بود. بعد از لب و لب بازیمون دستشو کرد زیر لباسمو سینه هامو لمس کرد چون نوک سینه هام کوچیکه انقدر مکیدو گاز زد که دیگه داشتم میمردم همه جاشو میخورد و میمالید و من تمام مدت منتظر بودم کیرشو در بیاره…
دیگه پاشد و همه لباساشو در اورد کیرش و در اوردمو شروع کردم به خوردن از بغل تخماش شروع کردم به مکیدن و لیسیدن تا رسیدم به سرش با زبونم نوازشش میکردمو بعد تا خایه میکردم تو دهنم
ارزو داشتم که دختر نبودمو منو میکدر ولی حیف…
گوشامو میخورد سینه هام تو دستاش بود و کیرش لای کسم و تو گوشم حرفای قشنگ میزد, اب کسم ام دیگه امون نمیداد عینه چشمو میجوشید
بعد از یخورده لاپایی رفتن و همزمان مکیدن کمرم ارضا شدم ولی اون نه تقریبا یه ساعت یا بیشتر طول کشید ک با ساکو لا لنگی و لا ممه ای ابش اومد….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *