خاطره سکسی الکی

خاطره سکسی الکی

خاطره سکسی الکی
خاطره سکسی الکی

خاطره و داستان سکسی الکی برای دوستان داستان خونمون که ماجرای سکس کردن دوستمون با مریم خانوم حشری و جیگر هست اگه خوشتون اومد با زدن یه لایک یا شیر ناقابل به ما بفهمونید که این جور داستانو رو دوست دارید ما هم براتون از اینا بیشتر میزاریم پس اگه بیشتر میخواید بیشتر لایک بزنید.
سلام.من ایکس هستم از تهران.24 سالمه و تپلی و با مزه هستم.(البته به گفته ی دوستان).این خاطره مربوط میشه به هفته پیش.موقعی که مثل یه جسد داشتم از سر کار برمیگشتم و می خواستم ماشینو پارک کنم متوجه فعل و انفعالاتی در انباریه یکی از همسایه هامون شدم.(ادای برخی توضیحات:پارکینگ آپارتمان ما دو طبقه است و در هر طبقه 3 تا ماشین جا میشه.از شانس نسبتاً تخمیه ما، پارکینگ ما درقرعه کشی 2 طبقه زیر زمین و در کنار انباریهاافتاد).دقت کردم دیدم دختر یکی از همسایه هامون قاطی کرده و همه چیو داره از انباریشون میریزه بیرون به طوریکه جای پارکینگه مارو از آت و آشغالاش پر کرده بود.منم اعصابم تخمی خسته ماشینو رو رمپ پارکینگ خاموش کردمو پیاده شدم.همینطور که فحش میدادم به دنیامریم دختر همسایه با یه مانتوی دکمه باز که کاملاً تاپو شلوارش معلوم بود جلوم سبز شدو گفت.آقای ایکس.شرمنده توروخدا.الان همرو جمع میکنم.منم که مخم ریده بود جو گرفتو گفتم منم کمکتون میکنم که سری تموم شه.

در حین جمع کردن متوجه سینه های خوش فرم مریم در حالیکه دولا شده بود و وسایل رو جمع میکرد شدم.اندام مریم خیلی خوب بود.قد 1.65 و کاملا متناسب.چهره ی زیبا وکون خوبیم داشت.نمیدونم چرا من تاحالا بش فکر نکرده بودم.هی میگفت که الان دو روزه دنباله یه کتابی میگرده و مامانش برداشته گذاشته تو انباری.بنده خدا خیلی کلافه شده بود.اعصابش بد خورد بود. از اون جایی که پارکینگ گرم بود مریم مانتوشو دراورد و گفت چقد گرمه.من تعجب کردم ولی به روی خودم نیاوردم.منم بدنم خیس عرق شده بود.وسایلارو جمع کردیم گذاشتیم یه گوشه ای منم ماشینو گذاشتم سر جاش.در و بستم به مریم گفتم که منم کمکتون میکنم تا کتابرو پیدا کنین.یه ذره تعارف کردو بعد با آغوشی باز پذیرفت.همین جوری که من داشتم دنباله کتابش میگشتم به بدنش نگاه میکردم و به اینکه چه جوری میشه مخه این دخترو زد فکر میکردم.

زیاد دنبال دختر بازی نبودم و همش سر کارو بدبختی.این برام یه فرصت بود.یه 20 دقیقه ای گذشت همه جارو زیرو رو کردیم دیدیم نیستش.حالا هرچی که اورده بودیم بیرونو باید میذاشتیم داخل.مریم سینش پر عرق شده بود و بدنامون خیسه خیس.خوارکسه خیلی گرم بود.من میخواستم لخت لخت شم.مریم گفت تورو خدا شرمنده.دیگه ما زحمت نکشین خودم همرو میذارم سر جاش. منم گفتم نه واینا که بهش گفتم:هنوز کمر به پایینمون عرق نکرده.بذار وقتی کل بدنامون خیس شد بد میریم دوش میگیریم دوباره میایم.اونم خندید و گفت من عرق به تمام بدنم نفوذ کرده.دیگه کار از کار گذشته.منم گفتم که آره فکر کنم باید یه ذره همدیگرو فوت کنیم تا خنکمون بشه.اونم خندیدو دوباره شروع کردیم.دیگه کاملاً تاپش به بدنش چسبیده بود.برجستگی سینه هاش کاملا مشخص بود.عرق رو سرو صورتمون بود.یه چراغ پر مصرفم داخل انباری روشن بود که تلالو ذرات عرق رو روی بدنامون نشون میداد و خیلی سکسی شده بود قضیه.رفتیم داخل انباریو وسایلو دوباره میذاشتیم سر جاشون.من به اون میدادمو اون سر جاش میذاشت.هر چیزی که برش میداشتم طوری بش میدادم که دستشو لمس کنم.انباری کوچیک بود.عرضش 1.5 متر بود.تازه یه مترشم وسایل بود .

یه جا که میخواست بره بیرون و یه چیزیو بر داره از کنارم رد شد جوریکه صورتهامون روبروی هم بود و به علت کمبود جا چند ثانیه طول میکشید.در حال گذر بود که فاصله ی صورتهامون تو 5 ثانیه کمتر از ده سانت بود.چشمامون تو هم بود.گرمای نفسهاشو احساس میکردم.یه نگاه به لبام کرد.هرچه قدر سعی کرد که بدنش باهام تماس نداشته باشه نشد.کاملا روناشو روی رونای خودم حس کردم.دیگه کاملا سایز سینه هاش مشخص بود.حتی رد سوتین معلوم بود.کیر منم راست شده بود.رفت بیرون و منم به نفس افتاده بودم.اونم حالش بهتر از من نبود.رفت یه سینیه بزرگو بر داشت و این سری پشتشو به من کرد و آروم شروع کرد به رد شدن.من راست راست بودم.ازم نخواست بیام بیرون.ابتدا کون قشنگشو روی رون پای راستم احساس کردم.همینطوری که حرکت میکرد رسید به کیرم.من نمیتونستم فکر کنم.یه ذره خودمو کشیدم عقب ولی پشتم دیوار بود .وقتی کاملا رویه کیرم رسید وایساد و حرکتی نکرد.میخواست سینی رو روی یه قفسه بذاره .دستش نمیرسید.روی نوک پاهاش رفت و همین تکونا روی کیر من بود.کاملا احساسش میکرد.دیگه نمیدونستم چیکار کنم. من خیلی آروم زیر بغلشو گرفتم.طوریکه فقط انگشت شصتم زیر بغلش بود و بقیه از بغل سینه هاشو لمس میکردن.یه ذره به بالا هولش دادم مثلا کمکش میکردم بده بالا.وقتی سینی رو گذاشت کمرشو گرفتم و یه مقدار به عقب کشیدمو کونشو به کیرم فشار دادم.صداش در نمیومد.

آروم از پشت دستم رو به سینه هاش رسوندم و نوازششون میکردم.دستم رو بردم زیر تاپش.با قدرت سوتینشو کشیدم پایین. برش گردوندمبه سمت خودم.حالا دیگه فیس تو فیس بودیم چشماش سرخ شده بود.خمار.یه نگاه به لبام کرد و سرم رو با دوتا دستاش گرفتو محکم لباشو به لبام چسبوند.داغ داغ بود.زبونشو وارد دهانم کرد.من چشمامو بسته بودم و لباشو مک میزدم.تو همین لحظه دستشو گرفتم و محکم گذاشتم رو شلوارم.جا نبود.خیلی محکم دکمه شلوارمو باز کردو دستشو برد تو شرتم.من دیوانه شده بودم.بهش گفتم.همینجا؟؟؟گفت با سر اشاره کرد اره.دوباره شرو کردیم به لب گرفتن.تاپشو در اوردم وو شروع کردم به خوردن سینه هاش.آه و اوهش شروع شده بود.من ترسیدم کسی بیاد پایینو ببینه.دستموگذاشتم روی دهنشو گفتم هیس.دستمو گاز گرفت.دیوانه شده بودمنو کشوند بیرون انباری.شلوارمو کشید پایین و کیرمو تو دهنش فرو کرد.خیلی خوب بلد نبود.ولی با ولع میخورد.داشت آبم میومد.حشرم به 100 رسیده بود.انگشتاشو دور کیرم میچرخوند.به من نگاه میکرد و همین باعث بیشتر تحریک شدنم میشد.سرشو کشیدم بیرون.آبمو ریختم رو کف پارکینگ. شلوارشو در اوردم. مانتوشو انداختم زمین.روی مانتوش خوابوندمش.از رو شرتش چوچولاشو گاز گرفتم.یه جیغ کوچیک کشید.

جالب اینجا بود هیچ دیالوگی بینمون ردو بدل نمیشد.شرتشو زدم کنار وشروع کردم به خوردن کسش.کس قیسی ای داشت.تمییز و شکیل.سرمو فشار میدادو آروم ناله میکرد.منم زبونمو میکشیدم به چوچولاش.یه دستمم به سینه هاش بود سینه های گردو شق شده.یه بار ارضا شد.صورتم پر آب کس شده بود.انقباض عضلاتش خیلی زیاد بود.انگار تاحالا ارضا نشده بود.یه ذزه بیجون شد.بهش گفتم بکنم تو؟اونم با سر اشاره کرد نه.گفتم از پشت؟گفتش نه.گفتم پس چه گهی بخورم؟گفتش لاپایی بکن.منم از اونجایی که لاپایی خوشم نمیاد از روش بلند شدم.شلوارشو کشیذم بالا.گفت چیشد.؟منم الکی گفتم الان یکی بیاد بدبختیم.گفت پرده دارم . منم ازش خواستم برام بخوره دوباره آبم بیاد.خیلی مودب بود.گفت منیت اومد نکش بیرون.یه 2 دقیقهای واسم ساک زد تا آبم اومد.منم کیرمو نکشیدم بیرون.وقتی تموم شد آبو از دهنش ریخت بیرونو تف کرد.گفت چه تلخه.امروز میگفت میخواست ببینه چه مزه ایه.یه ذرشو خورده بود.دیگه لباسارو پوشیدیم.دستمال آب از ماشین اوردم صورتامونو تمییز کردیم.من خدافظی کردمو گفتم که کتابتو پیدا کردی بهم اس ام اس بده.یادم اومد این دختر اصلا شمارمو نداره.شمارمو دادمو گرفتم. فرداش گفت ما خونمون کسی نبود کلا.منم گفتم آخه دیوانه خوب منو میاوردی بالا.رو تخت راحت تره زیر باد کولر.که امروز زیر باد کولر مریمو از پشت کردم.مرسی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *