داستان سکسی مریض سکسی ۱

داستان سکسی مریض سکسی ۱

داستان سکسی مریض سکسی ۱ (1)
داستان سکسی مریض سکسی ۱

سلام دوستان اسم من الهام 26 سالمه قدم 1 متر و هفتاد لاغرم ولی پرم و به گفته ی دوستان صورت با نمکی دارم ^_^ از خودمم تعریف نمیکنم سایز سینه هامم 75 اینارو گفتم که درجریان باشین.
دختریم که عاشق هیجانم دنبال چیزای بچه گونه مثه هر دختر دیگه ای منم دلم پاستیلو لاک لواشک و اینجور چیزا میخواد ^_^
از خانوادم بگم 2 تا داداش دارم یکیش ازدواج کرده 32 سالشه با یه دختر از خانواده ی متوسط دختره خوشگله ولی مثه خودم نیس (حسودی نمیکنما ) اسمشم حمید اون یکی داداشم اسمش حامد 20 سالشه قیافشم دختر کشه خدایی
یکی از خاطرات نوجوونیم که یادم میاد این بود حامد یه سری حموم بود سنم حدود 18 اینا بود بعد تو هال بودم از مدرسه تازه رسیده بودم که حامد از حموم لخت اومد بیرون یه لحظه که دیدمش جیغ زدم اونم حول کرد سریع دویید تو حموم یادم که میاد تو اون سن کیره بزرگی داشت نسبت به سنش
من وقتی وارد 18 سالگی شدم احساس نیاز کردم
یه روز تو دبیرستان پیش پریسا دوستم نشسته بودم زنگ ریاضی داشتیم همیشه ام ته کلاس میشستیم جزو شرای کلاسم بودیم

داستان سکسی مریض سکسی ۱ (2)
داستان سکسی مریض سکسی ۱

اونروز خیلی داغ بودم نمیدونم چرا
پریسا قد بلندی داشت پاهای کشیده موهای بلند تا کمرش سینه های سفتیم داشت سایزشم 70 اینا بود زنگ آخر بود من ته نشسته بودم اون سر میز دیدم پای راستشو نزدیک پام کرد چن لحضه ثابت وایساد من هواسم بود ولی عکس العملی نشون ندادم بعد 5 دیقه پاشو آروم چسبوند به پام یه جوری شدم داغ کردم
بعد وقتی فهمید قیافم عوض شده شروع کرد بام حرف زدن ولی پاش چسبیده بود به پام بعضی اوقات پاشو تکون میداد به چپو راست بازیش میداد هی میخورد به پام یه جورایی انگار داشت میمالید
گفت الهام عجب درس مسخره ایه هیچی نمیفهمم منم ج دادم منم نمیفهمم از ریاضی متنفر بودم
چند لحظه بعدش پاشو برد پایین تر زانوشو گذاشت زیر رونم ببینید اینارو خیلی با احتیاط انجام میداد انگار بلد بود بام چجوری بازی کنه
بعد آروم با زانوش یه فشار به پام آورد منم که مسخ شده یودم جفتمون روبه رو نگاه میکردیمو چیزی نمیگفتیم
با زانوش هی میمالید به زیره رونم خیلی حال میکردم کسم داغ کرده بود بعد آروم دستشو گذاشت روی رونم انگار یه آب سرد ریختن روم گفت الهااام تو با کسی دوس نیسی؟
منم گفتم نه چطور ؟ گفت آخه بهت میخوره 10 تا دوس پسر داشته باشی راستی پاهاتم خیلی خوشگلو خوبن
بعد دست کشید رو رونم گفت خوش به حال دوس پسرته خندیدمو گفتم چطور پاهای خودت که بلندترو قشنگ تره
حالا اونم دیگه داشت آروم رونمو میمالید منم خوشم اومده بود گفت نه رونتو سفته خیلی خوبه آدم دوس داره دس بزنه بهش بعد دستش که ساکن شد میلیمتر به میلیمتر دستشو آورد داخل رونم با ناخوناش باورتون نمیشه کسم خیس شد تو همین حین دیگه دست خودم نبود آروم ناز میکرد منم شده بودم تنها دختر کلاسی که دوس نداشت کلاسش تموم شه سرمو گذاشتم رو میز الکی یعنی سرم درد میکنه نمیدونم چه حسی بود دوس داشتمش نیاز داشتم به این دستای پریسا
اونم که کارشو بلد بود ولی 3 نمیکرد یواش یواش پیش میرفت بعد دستشو برداشت با پاش آروم میمالید به ساق پام شل شده بودم
بعد 5 دیقه اجازه گرفتم برم دسشویی رفتم جیش کنم شرتمو کشیدم پایین دیدم وایییی که چقد خیس کردم تمام شرتم خیس بود سریع برگشتم بالا این اولین خاطره ی من بود که فهمیدم به یه چیزایی واقعی احتیاج دارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *