داستان سکس اس‌ ا‌م اسی

داستان سکس اس‌ ا‌م اسی

داستان سکس اس‌ ا‌م اسی
داستان سکس اس‌ ا‌م اسی

من یکی از اقوام زنم به اسم مستعار مهناز این مهنازخانم ازاول ازدواجمون بامن رابطش خوب شد البته مثل داداش باهم اسمس بازی میکردیم و شوخی میکردیم حدود 2سال طول کشید تا یک روزداشتم با زنم اسمس بازی میکردم که یک اسمس که معنیش این بود که میخوام دوست پسرت شم براش اشباهی دادم که دیدم بدش نمیاد من رو مخش کارکنم اولش فقط باهش دست میدام بعد یروز رفتم خونشون باهم بوس لیس مالوندن کردیم عجب سینه های درشتی کون بزرگ فقط شکمش خیلی چربی داشت

خلاصه اون روز با لاپایی ابم رو اوردم 20روز پیش اومود خونمون چنددقیقه تنها شدیم حسابی لب بازی کردیم بعد دستم رو بردم توشلوارش مستقیم کردم توکسش خیلی خوشش اومد عصر که رفتن من بهونه اوردم رفتم توحال ماهواره تماشا کنم تا 2 صبح باهش اسمس بازی کردم البته ازنوع خفن خفن به حدی که اون زن 36ساله رو با اسمس بیحال و شهوتی کردم شوهرش شب کار بود فرداش قرار گذاشتیم شوهرش اومد صبحونش خورد رفت سرکار دومش بچه ها رفته بودن مدرسه من رفتم دیدمش فهمییدم رفته حموم خلاصه شروع کردیم به بوس لیس مالوندن خفن زود لباساشو دراوردم و اون سینه های درشتش رو میمالوندم لبام رولبش بود واقعا اون روز فهمیدم فرق زن چاق وباربی در چیه. خابوندمش رو زمین شروع کدم به لیس زدن کس بی بو و بزرگش. داشت داد میزد نخور بکنش بکنش منم چون منتظر گایدن کوسش بودم سرکیرمو گذاشتم دمشم باورم نمیشد باز باز بود راحت رفت تو شروع به تلبه زدن کردم خیلی حال میداد بااون که قرص ترامودل خورده بودم حدود 10دقیقه بیشتر طول نکشید ابم اومد رو کونش ریختم دیدم ارضا نشد رفتم شستم دوباره شروع کردم اینبارم زود اومد ارضا نشد خیلی تعجب کرده بودم چون بااین قرص خوردن بازنم حداقل 45دقیقه حال میکردم ازش معذرت خواهی کردم گفت عیبی نداره بعد رفتیم خیابان چک داشت گرفتیم بعد رفتیم خونه شون دورباه شروع کردیم ولی این بار تونستم ابشو بیارم ولی بار سوم بود تو یک روز حسابی خالی شدم واقعی واقعی بود فقط بجز اسمش.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *