بایگانی دسته: داستان سکس با فامیل

داستان سکس اس‌‌ام اسی

همون طور که چشمای پف کرده و خوابالودمو می مالیدم، سعی کردم یه بار دیگه اس ام اس خیلی کوتاهی رو که برام اومده بود، بخونم، شاید این بار بفهمم جریان چیه. ” بیداری؟” این، همۀ چیزی بود که ساعت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان سکس با فامیل | برچسب‌شده | 11 پاسخ