داستان سکس با نجمه

داستان سکس با نجمه
داستان سکس با نجمه

 

چند مدت پیش با زیدم نجمه جون قرارگذاشتم برم خونشون.چون قراربودبرای چندروزی باشوهرش بره مسافرت خواستیم چندساعتی پیش هم باشیم.من وقتی بیدارشدم رفتم حمام چون نجمه جون بهم گفته بودکه وقتی خودش ازحمام اومدبیرون،اماده شدطرفای ساعتنه،نیم تاده بهم زنگ میزنه واسه همین منم رفتم حمام،بعدش اماده شدم وبه بهونه ای ازخونه زدم بیرون که ده دقیقه ای بیرون بودم که نجمه جون بهم زنگ زدوگفت زودتری بیا.وقتی رفتم اونجا ایفونوزدم در،برام بازکردرفتم داخل دیدم نجمه جون بایه تاپ خشکل که خودم واسش خریده بودم ویه دامن کوتاه که فقط روباسنش روپشونده بوداومدپیش بازم.چنان ارایشی کرده بودکه بادیدنش کیرم داشت ازتوشلوارم میزدبیرون.ازهمون راهرو خونشون ازهم لب گرفتیم،درحالی که بطرف اتاق خوابش میرفتیم چنان بهم می پیچیدیم که انگار تا حالا اصلا با هم سکس نداشتیم. وقتی رسیدیم پیش تخت خوابش نجمه جون باچشمای شهوتیش نگاهم کرد،گفت مرد من دوستت دارم با این حرفش من بیشترتحریک شدم ولبام رو ر.ولب بالایش گذاشتم،بوسیدمش،بهش گفتم منم دوستت دارم خانمی گلم وبعدش خوابوندمش روتخت ومثل ماهی روی هم کشیده میشدیم،باهم حال میکردیم.لباسش روبیرون اوردم،سوتینش رو باز کردم وسینه های بزرگ،سفتش روتودستام گرفته بودمومیمالیدمشون.اونم داشت باصدای نازش قربون صدقه ام میرفت،بعضی وقتها هم ناله های نازی میکرد.درهمین حال بودکه یادم افتاد نجمه جون قول داده بود اینباربرام ساک میزنه بهش گفتم و قبول کردشلوار،شورتم روبیرون اورد وشروع کردکیرشق شده ام روساک زدن خیلی ازخودبیخودشده بودم واقعا شهوتم زده بودبالا.ازش خواستم کمی صبرکنه وروکمرخوابوندمش روتخت وخودم برعکسرفتم طرف کسش طوری که کیرم روداشت ساک میزد ومنم شروع کردم ازشکمش بوسیدن که هی دیدم نفس هاش تندتر،ساک زدنش هم تندتر،هی کیرموبیشترتودهنش جامیداد.زبونم روازروشکمش کشیدم بردم طرف کسش وشروکردم لای کسش روخوردن،بوسیدن که دیدم شروع کردبه لرزیدن فهمیدم که ارضا شد.بازبونم داخل سوراخ کسش کردم دیدم شروع کردبلندبلند اه،ناله کردن دیگه واقعاهردومون ازخودبی خودشده بودیم بلندبلندمیگفت عشق من،چشم سبزمن،مردمن باکیرکلفتت جرم بده بزن منوبجرون خودمم که دیگه طاقت نداشتم ازروش بلندشدم ورفتم بطرف صورتش ولباشوبوسیدم درهمین هین کیرموبادستای ضریفش گرفت ولای کسش میکشید،هی حال به حال ترمیشد.کیرموگذاشت دم کسش منم یواش یواش کردم داخلش،شروع کردم به تلمبه زدن.پاهاشوحلقه زده بوددورکمرم وخودش رومحکم بهم میچسبوندولی وقتی میخواستم کیرموتادسته جاکنم ازم جدامیکردخودشوکه کمتردردش بگیره چون به گفته خودش کیرمن ازکیرشوهرش هم بزرگتره،هم کلفتر.همین جورکه تلمبه زدنم شدت بیشتری گرفته بودازم خواهش کردکه بلندشم چون داشت زیادبهش فشارمیومد برگشت وبه حالت گربه ای شد.باسن خوشکلش رودادطرفم ومنم ازپشت کیرم روکردم داخل کسش وشروع کردم به تلمبه زدن موهای ناز،بلند،خشکلش روبادستم گرفته بودم ودرحالی که به کمرش قوس خیلی خشکلی داده بودوباسن بزرگش رومیدیدم همچنون تلمبه هایی میزدم که باهرباررفت،برگشت کیرم داخل کسش صدای اه،نالش تمام خونشون می پیچید.بعدازده دقیقه ای اینجورتلمبه زدن داشتم ارضامیشدم که خوابندمش روتخت و کیرم روگذاشتم وسط لمبه های بزرگ،سفیدش وارضاشدم.بعدازبیست دقیقه ای که روش خوابیده بودم،باهمصحبت میکردیم بلندشدم وخودم روتمیزکردم وازهم خداحافظی کردیم. الانم نجمه جون ازمسافرت برگشته ولی باهم دعوامون شده و بعداز اون سکس دیگه باهم سکسی نداشتیم. امیدوارم ازداستانم خوشتون اومده باشه.دوستتون دارم بای.

4 دیدگاه برای “داستان سکس با نجمه”

  1. هدفت چی بود از نوشتن این مطلب؟

    ببخشین اینو میگم قصدی ندارم
    ولی خوشت میاد یکی با زن خودت این کارو بکنه؟

    از ازدواج متنفر شدن بعضیا بخاطر این داستان های شماها:|

  2. منم با نظر tm موافقم بعد خوندن این داستانا کلا دیدم نسبت به ازدواج عوض شده .
    طوری شده که به هیچ دختر اطمینان ندارم
    همچین با افتخار داستان رو میگی که انگار چه کار بزرگی کردی ….کار اشتباهی کردی نتیجشم تو این دنیا میبینی شک نکن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *