داستان سکس من و شیرین

داستان سکس من و شیرین

داستان سکس من و شیرین
داستان سکس من و شیرین

من یه دوست دختر داشتم که اسمش شیرین بود و ما دو سه ماهی بود که با هم دوست شده بودیم( این و تا خاطرم نرفته بگم ایشون خواهر زندادشم هستن ) من تازه رفته بودم خدمت و اولین مرخصی ایم بود که برگشتم خونه و رفتم خونه فک و فامیل و شام مهمون داداشم بودم که دیدم ایشون تشریف اوردن وای نگو چقدر خوشگل شده بود و تا همدیگه رو دیدیم زل زدیم به چشای هم و تو آن لحظه فقط میخواستم بپرم و لباشو بگیرم دهنم و فقط بخورمش بد جور تو کفش رفته بودم که یهو داداشم از پشت زد به پشتم و چرتمو پروند خلاصه نمی خوام کشش بدم شام و خوردیم و تلویزیون میدیدم که دیدم داره با چشاش منو میخوره من هم بد جور تو کفش بودم خدا خدا میکردم که زودتر بخوابیم تا اینکه من گفتم من خسته ام و میرم بخوابم و آن هم رفتن بخوابن من با داداشم تو یه اتاق و زنش هم با خواهرش تو یه اتاق دیگه تا اینکه صبح شد و بیدار شدم من مثل عادتی که تو پادگان داشتم ساعت شش بیدار شدم دیدم داداشم داره با زنش حرف میزنه میخواست بره سر کار و سفارش منو میکرد که به من خوب برسه تا ان از کار بیاد و من هم منتظر فرصت بودم تا با شیرین حداقلش حرف بزنم بگذریم داداشم رفت و بعد نیم ساعت زنداداشم که فکر میکرد من خوابیدم ان هم رفت تا نون برای صبحانه بگیره هم اینکه رفت رفتم پیش شیرین و دیدم با یه تاپ و دامن خوابیده و دامنش تا کونش رفته بالا یواش صداش کردم دیدم خوابیده تا اینکه یه بوس کوچک کردم و دیدم چشاش و باز کرد و منو دید گفت پس بقیه کجان منم گفتم نگران نباش که رفتن و تو خونه فقط تو و من هستیم خلاصه تا این و شنید سریع بغلم کرد و یه 10 دقیقه ای همدیگه رو بوسیدیم و من کم کم داشتم با سینه هاش ور میرفتم که گفت الان شاید بیاد زود تمومش کن منم از خوا خواسته شرتشو زدم کنار و افتادم به جون کوس داغش که شرتشو خیس کرده بود و خودم هم داشتم میمردم که شیرین گفت جیگرم و ببینم چرا داره خودشو میکشه و درش اورد و همش و یه جا کرد تو دهنش داشتیم مال هم دیگه رو میخوردیم که من دیدم داره آبم میاد گفتم داره میاد گفت بریز تو دهنم من هم تا اینو گفت حشرم زد بالا و همشو خالی کردم تو دهنش و با یه چشم به هم زدن همشو خورد و گفت تو دیگه مال منی میخوام جرم بدی و میخوامم نو بکنی من هم که تا آن لحظه هیچ کوسی رو ندیده بودم و نکرده بودم گفت باشه گلم باز شروع کرد بازی کردن با کیر و خایه هام که دیدم داره کم کم بلند میشه زود دست کرد تو کیفش و یه روغن در آورد و گفت میخوام جرم بدی میخوام کونم و جربدی وای چه لحظه هایی بود تا اینو گفت من سریع کرم و زدم دم کونش و بهش گفتم بخوابه خوابید و یه بالش گذاشتم زیر شکمش که کونش بالا باشه و کم کم دادم تو و داشت جر میخورد ولی از طرفی یه حالی میداد که نگو خلاصه باز هم تا ته کونش و پاره کردم و زود همه چیز و جمع کردیم و من رفتم اتاق خودم .بهش گفتم خودشو بزنه به خواب و من هم تو فکرش داشتم چرخ میزدم که در باز شد و زنداداشم آمد و در وباز کرد و منو دید که خوابیدم چیزی نگفت و رفت بعدش من بلند شدم و ….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *