داستان سکس مهدی و طناز

داستان سکس مهدی و طناز
داستان سکس مهدی و طناز

سلام دوستان … این اولین داستان منه مطمعنم که خوشتون میاد چون واقعیه و من دروردی نیست… بریم سره اصل مطلب . من مهدیم 20 سالمه 2 سال پیش توی فیسبوک با یه دختر اشنا شدم که واقعن از لحاظ اخلاق قیافه و هیکل بهش 100 از 100 میدادم عالی بود. ما باهم دگ دوست شده بودیم و ماجرا از ی شب شروع شد که قرار بود فرداش بریم بریم .. خب ما قبلش سکس چت زیاد داشتیم ولی درباره سکس حضوری هیچ حرفی نزده بودیم … شب بعد از شبخیر به شوخی بهش گفتم که فردا که بیای بریم بیرون لبای نازتو ماچ میکنم اونم سری قبول کرد … صبح شد مادر من خونه نبود بابامم گف میره سره کارو شب میاد .. من به طناز اس ام اس دادم خونمون کسی نیست میای اینجا بیرون هوا گرمه گفتش باشه . ساعت 9 صبح بود که اومد خونه باهم دگ یکم شوخی کردیم و کناره من رو منبل نشسته بود که ی دفه گف دیشب یادته چه اسی دادی منم تا گف بدون هیچ مکثی سری صورتمو بردم سمتشو لبای خوشمزشو با دندونام گرفتم خب راستشو بخواید اولین باری بود که همچین کاری میکردم همونجوری که بودیم اروم دستمو گزوشتم رو سینه هاش که دیدم خیلی سقت شدنو کامل معلوم بود اونم حشری شده بهش خیلی اروم گفتم دوس داری؟ اونم اروم تر از من سرشو به نشونه تایید اورد پایینو زیر لب گفتش اوهووم.. من خیلی اروم لباساشو دروردمو اونم اسرار داشت منم سری لباسامو در بیارم اینکارو کردم .. خیلی اروم لبمو گزوشتم رو نوک سینه های خوش فرمش و میک زدم که شل شل شد بدنشو ی اه بلندی کشید من با شنیدن صداش بدجوری عرق کردمو و خیلی حشری شدم یعنی راستشو بخواید وحشی شده بودم لبمو چسبوندم به کسشو تن تن براش میخوردم صدای ناله هاش بدتر و بدتر دیوونم میکردو سرمو محکم چسبونده بود به کسش که ی دفه گفت مهدی بسه سری خودشو جمو جور کردو اومد سمتم به کیره سفتم نگا میکرد که ی دفه گفت میخوام بوخورمش … کرد تو دهنش .. واااای انقد خوب میخورد که هیچیو نمیخواستمممم از دنیا فقد میخواستم ادامه پیدا کنه بعد ده دیقه خوردن کیرمو چسبوندم به کسش و یکم مالیدم به چوولش داشت عرق میریخت و ناله میکرد انگشتمو کردم تو کونش و چرخوندم و با ی دسته دگمم سینه هاشو میمالیدم چند دیقه ای گذشت که سوراخ کونش باز شده بودو دگ چنتا انگشتم راحت میرفت توش کیرمو گزوشتم تو کونش تا این کارو کردم ی اه بلتد کشید و گفت عاشقتم دارم میمیرمم … منم شرو کردم به تلمبه زدن دیوونه شده بودیم هر جفتمون بعد چند دیقه بدنش ی لرزش شدید کردو ابش اومد خیلی زیاد تموم تخت من خیس شده بود برش گردوندم و ی پاشو گزوشتم رو شونمو شرو کردم به تلمبه زدن چشم هیجارو نمیدید همه چیو سیاه میدیدم فقد صدای ناله هاش تو گوشم بود که یه دفه بدم داغ داغ شد داشت ابم میومد سری کیرمو دروردمو همه ابمو ریختم روی کسش سری پاشودو کیرمو کرد تو دهنش و یه لیس حسابی بهش زد .. بعد ازون قضیه ما تقریبا هفته ای یبار سکس داشتیم که هر بار از قبل بهتر بود و روز بروز دیوونه ترم میکرد تا وقتی که دیگه سرد شد و فهمیدم با یکی دیگه هم هست و 2 سال سره ما بی کلاه بوده…..
امید وارم خوشتون اومده باشه چون همش طبق واقعیت بود اگه نظرتون خوب باشه ادامه داستان و دفعه بعدش که نزدیک بود لو بریمو میزارم … موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *