داستان نیما

داستان نیما

داستان نیما
داستان نیما

رفتم تو خونه ، خونه به طرز عجيبي زيبا بود . زيبا و ساده . شايد سادگيش بود كه زيباش كرده بود . اما همه چي از بهترين جنس بود . راهنماييم كرد تا تو اتاق پذيرايي بشينم .بعد گفت ده دقيقه يگه ميام باشه؟
گفتم باشه . بعد حركت كرد به سمت در دم در برگشت بعد گفت:شب پيشم مي موني كه؟
تعجب كردم . نمي دونستم چي جواب بدم اما اصلا منتظر جواب من نشد رفت . رفتم رو مبل نشستم . حدود ده دقيقه بعد بر گشت يه لباس شرابي بلند آستين كوتاه پوشيده بود .كه تا روي پاهاش مي يومد. موهاي طلاييشم بار كرده بود و رو شونه هاش ريخته بود.
بوي عطرش فضاي اتاق رو پر كرده بود . يه سيني كه 2 تا ليوان شربت توش بود دستش بود .اومد كنارم نشست . گفت : هنوز اسمت رو هم بهم نگفتي ها…
گفتم مگه شما گفتيد؟. خنديد .
گفت : چه فرقي براي تو مي كنه .
گفتم اخه من چي صداتون كنم .
گفت :هر چي دوست داري.
تعجبمو كه ديد باز خنديد و گفت : ملينا خوبه؟
منم خنديدم، گفتم: آره . ولي من اسم اصليمو ميگم .و اسمم رو گفتم .
گفت . نمي زني نيما خان ؟ و به سازم اشاره كرد.
سازم رو از caseدر اوردم و گفتم چي بزنم ؟
گفت هر چي دوست دازي . و من شروع به زدن كردم .
با آهنگي از شهريار قنبري شروع كردم .
بعد رفتم سراغ اهنگ هاي فرامرز اصلاني حسابي تو حال خودم بودم كه يه دفعه متوجش شدم داشت گريه ميكرد . كاش تجربهي الان رو اون موقع داشتم . مي دونستم دختر ها و خانوم ها احتياج به نوازش دارن . وقتي گريه مي كنن دوست دارن يكي بغلشون كنه . دوست دارن يكي نازشون رو بكشه . اما من اون موقع مثل منگل ها فقط نگاه كردم . اون موقع از يه دختر فقط در باره ي سكسش اطلاع داشتم . فقط مي دونستم كه چطور بايد باهاش حال كني و بهش حال بدي . اصلان به اين توجهي نداشتم كه انم آدمه اونم احساس داره . فكر مي كردم تمام زندگي در سكس خلاصه مي شه . كاش تجربه ي الان رو اون موقع داشتم . كاش بلند مي شدم بقلش مي كردم . نازش مي كردم بهش دلدازي مي دادم . اما من فقط نگاه كردم . اخ گه چقدر الان به خاطر خريت اون موقعم خودم رو سر زنش مي كنم .
صداي اهنگ كه قطع شد كم كم اروم شد نگام كرد و لبخند زد . لبخندش از گريه هاش بيشتر اتيشم زد .گفت دوست دارم يه اهنگ مخصوص برام بزني . مي زني؟. گفتم اره.
اسم آهنگ رو گفت و من شروع به زدن كردم…..
اگه سبزم اگه جنگل اگه ماهي اگه دريا
اگه اسمم همه جا هس روي لب ها تو كتابا
اگه رودم رود گنگم مثل مريم اگه پاك
اگه نوري به صليبم اگه گنجي زير خاك
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه پاكم مثل معبد اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قايق مثل قايق واسه پارو
اگه عكس چل ستونم اگه شهري بي حصار
واسه آرش تير آخر واسه جاده يه سوار
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه قيمتي ترين سنگ زمينم توي تابستون دستاي تو برفم
اگه حرفاي قشنگ هر كتابم براي اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سيلم پيش تو قد يه قطره اگه كوهم پيش تو قد يه سورن
اگه تن پوش بلند هر درختم پيش تو اندازه ي دگمه ي پيرهن
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم
اگه تلخي مثل نفرين اگه تندي مثل رگبار
اگه زخمي زخم كهنه بغض يك درد رو به ديوار
اگه جام شوكراني تو عزيزي مثل آب
اگه ترسي اگه وحشت مثل مردن توي خواب
واسه تو قد يه برگم پيش تو راضي به مرگم…….
به اينجا كه رسيدم ديگه اون قدر صداي هق هقش بلند شده بود كه ديگه نتونستم ادامه بدم . گفتم : ملينا…
نذاشت ادامه بدم داد زد : نادر چرا تنهام گذاشتي و از اتاق با سرعت و در حالي كه گريه مي كرد خارج شد………..
من مبهوت نشسته بودم و داشتم به اين فكر مي كردم كه كار درستي كردم اين آهنگ رو براش زدم يا نه……
يه ربع بعد بر گشت . كنارم نشست و ازم تشكر كرد . گفتم : ناراحتت كردم؟
خنديد . ساز رو از كه كنارم بود بر داشت گذاشت رو سينش و تكيه داد به مبل و همون جوري در حالي كه سزش رو به دسته ي ساز تكيه داده بود گفت : يه ساعت ديگه با يه بوسه بيدارم كن ، باشه؟
و خوابيد……
تازه فهميده بودم كه من اصلا براش مهم نيستم بلكه اون كسي كه تو من مي بينس كه منو واسش مهم كرده . اگه نه اصلا به من محل هم نمي ذاشت . تصميم گرفتم امشب رو براي خودم و اون زيبا ترين شب زندگيم كنم. يه رنگ به برادرم زدم و گفتم به مامان زنگ بزنه و بگه كه من امشب خونه ي اونهام . و گفتم قضيه رو براش بعدا توضيح ميدم . فقط كاري كنه كه خونه نگران من نشن…….
بعد رفتم رو مبل رو به روي ملينا نشستم و تمام يك ساعت رو نگاش كردم . محو زيباييش شده بودم و همين جوري نگاش مي كردم…..
اصلا نفهميدم 1 ساعت چجوري گذشت.
بعد از يك ساعت بلند شدم و گونشو بوسيدم. با همون اولين بوسه از خواب بيدار شد و گفت . عزيز اينجايي….
معلوم بود اصلا حواسش به من نيست بلكه داره تو عالم خودش و كنار كسي كه دوسش داره سير مي كنه……..
گفتم اره عزيز پيشتم . گفت بقلم كن .بقلش كردم . لبهاي داغش رو روي گردنم گذاشت . حسابي حشري شده بودم.
بعد ساز رو از روي پاش كنار گذاشت و چرخيد طوري كه من روي مبل قرار گرفتم و اون روي پاهاي من تكيه داد به من گفت : مي خوام امشب تا صبح تو بغلت باشم .
با من حرف نمي زد كا ملا معلوم بود اما نمي دونم چرا من جوابش رو دادم…….
-عزيزم نميذارم از بغلم بيرون بري…..
– دوسم داري؟
_اره نازنينم.
با جواب من لبهاشو روي لبهام گذاشت و منم مشغول خوردن لبهاي شيرينش شدم…..
حسابي نفسمون به شماره افتاده بود . و جفتمون تو اوج لذت بوديم دست اون يكي تو موهاي من بود و يكي داشت كيرم رو مي ماليد . منم يه دستم دور كمرش بود و اون دشتم روي سينه هاش…….
بعد كه حسابي سينه هاشو از روي پيراهن ماليدم دستم اروم به سمت پايين لغريد و روي پاهاش اروم گرفت . دستي رو كه روي كيرم بود برداشت و پراهنش رو از پايين زد بالا طوري كه كاملا شورتش معلمو م بود….دستش بر گشت رو كيرم و من هم دستمو گذاشتم از روي شورت روي كشس داغ و خيس بود همون جوري كه لبهاي هم رو ميخورديم دستامونم داشت مال همو نوازش ميداد.
يهو بلند شد جلوم واستاد لباسش رو از بالا در اورد . لباس مثل آب از تنش لغزيد و به زمين افتاد . چشمام از شدت زيبايي داشت ميزد بيرون . انگار همه چيز ملينا رو خدا از بهترين چيزها انتخاب كرده بود…….
وقتي به خودم اومدم كه ديدم ملينا جلوم نشسته شلوار منو كشيده پايين و كيرم تو دهنش برده و داره با ولع تموم مي خوره…..
پيراهنم رو در اوردم بعد يه لحظه كيرم از دهنش در اوردم روي زمين دراز كشيديم و بعد در حالت 69 قرار گرفتيم . هنوز شورتش پاش بود آروم شورتشو كشيدم پايين . كس زيبا و تميزش نمايان شد . انگار تازه موهاشو تراشيده بود . ديگه طاقت نياوردم مثل نديد پديد ها حمله سرم رو لاي پاهاش فرو بردم و مشغول ليسيدن شدم.
– عزيزم فقط مواظب باش براي شبم بزاري ، همش رو نخوري ها…….
اين جمله همراه با صداي خندش آخرين جمله ي ملينا تا آخر سكسمون بود . بقيه ش فقط صداي ناله و آه هاي شهوت ناكش بود كه حسابي ديوونم مي كرد…
كير من هنوز تو دهنش بود و منم داشتم كسش رو مي ليسيدم .سرم رو بين پاش در انتهاي كسش قرار مي دادم بعد شروع مي كردم به ليسيدن به سمت بالا ، به صورت اريب مي ليسيدم تا چوچولش بعد زبونمو مي زاشتم رو كسش و تا پايين ليس ميزدم. يه ربع طول كشيد تا بالا خره از خوردن كيرم دست كشيد بلند شد و روي مبل نشست و پاهاشو باز كرد. منم سريع رفتم لاي پاش و شقول ليسيدن شدم . بوي كسش ديوونم مي كرد . به صورت دايره هاي
كوچيك از دور شروع مي كردم ميليسيدم تا به چوچولش مي رسيدم .بعد چوچولشو ميكردم تو دهنم و ميك مي زدم و با لبام فشارس مي دادم . بعد درش مياوردم و دوباره از اول شروع مي كردم.ديگه صداي آه نالش به هوا رفته بود . از لذتي كه مي برد منم غرق لذت بودم. حدود ده دقيقه اي طول كشيد بعد با يه جيغ خفيف و لرزشي كه تمام بدنش رو در بر گرفته بود به ارگاسم رسيد.
بي حال روي مبل افتاد . بلند شدم و بقلش كردم . آخه من هنوز حشري بودم. گفت . مزسي عزيزم . خيلي حال كردم .اما از لحنش و صداش معلوم بود كه اصلا منظورش من نيستم . نمي دونستم كارم درسته يا نه اما هر چي بود اون خيلي خوشحال بود و من هم ………
همون جوري تو بقلم چشماشو بست يه نيم ساعتي گذشت تا به خودش بياد. بعد بلند شد لباسشو پوشيد . و رفت منم لباسمو پوشيدم و رو مبل نشستم و منتظر موندم……..
ساعت حدود ده شب بود . من تو اون خونه چه كار مي كردم خودمم نمي دونستم . همه جا ساكت بود از بيرون صداي پارس سگ مي يومد و اين نا خودآگاه منو به وحشت مي انداخت. من حتي اسم واقعي ملينا رو هم نميدونستم . پس چرا اونجا بودم . چي منو به اونجا كشيده بود؟
يه نيم ساعت بعد صداي ملينا رو شنيدم .
-عزيز شام حاضره بيا كه دست پختم يخ مي كنه ……
بلند شدم و به سمت جايي كه صداي ملينا از اونجا اومده بود حركت كردم . ميز شام فوق العاده زيبا تزئين شده بود . يه ميز 4 نفره ي گرد كه روش يه رو ميزي زيبا انداخته بودن . دو تا شمع رو به روي هم قرار داشت يه شاخه ي گل سرخم وسط ميز بين دو شمع.
شام دو تا پيتزا بود كه ملينا تو مايكروفر آماده كرده بود.
شام رو همراه يه موزيك آروم خورديم . اما من مطمئن بودم ملينا تو چهره ي من كس ديگه اي رو مي بينه…..
عشق رو مي شد از چشماش خوند اما اون چشم ها به من نگاه نمي كرد . آخ كه اون موقع چقدر به اون كسي كه ملينا داره بهش نگاه مي كنه حسوديم شد…..
بعد از شام رفتيم تو اتاق نشيمن . من ده دقيقه زود تر رفتم و ملينا بخد از من اومد. روي مبل راحتي نشستيم ملينا يه شو از celendiom گذاشت و بغل من نشست.تقريبا تو بغل من بود . گفت يادته اين شو رو…….
ديگه مطمئن شدم اصلا متوجه ي حضور من نيست بلكه من رو به جاي كس ديگه اشتباه گرفته…..
نمي دونم چرا اما گفتم: آره.
بعد برگشت و تو چشمام نگاه كرد عين يه بره پاك مظلوم بود . طوري كه از خودم به خاطر حرفي كه زدم بدم اومد.
بعد سرش رو گذاشت زوي شونم و به صفحه ي تلويزيون زل زد……….
ساعت حدود 1 نصفه شب بود ملينا پاي تلويزيون همون جور توي بقل من خوابش برده بود . يه دفعه از خواب پريد . يه نگاه به من كرد و گفت هنوز بيداري عزيزم؟
گفتم :آره نازنينم
گفت بلند شو بريم اتق خواب امشب خيلي باهات كار دارم ..
بلند شديم و رفتيم تو اتاق خواب . به محض رسيدن ملينا لباسش رو در آورد و گفت : امشب مال توام هر كاري كه دوست دازي باهام بكن………
و رفت روي تخت دراز كشيد . منم سريع لباسم رو در اوردم و رفتم پايين تخت شروع كردم از كف پاش بوسيدن .به بوسه هاي كوچك و كوتاه . آروم آروم اومدم بالا تا رسيدم به كسش .يه خورده ليسيدمش . اما زود رهاش كردم بوسه هامو ادامه دادم تا به نافش رسيدم . شرمع كردم به ليسيدن اطراف نافش .اونم دستش رو انداخته بود توي موهام . از فشاري كه به سرم وارد ميكرد مي فهميدم كه دازه لذت مي بره……
كم كم رفتم طرف سينه هاش . شروع كردم به ليسيدن و مكيدن سينه هاش ،صداي آه و نالش بلند شده بود.بعد نوبت گردن 7 لاله ي گوش و لباي داغش بود. بعد خزخوندمش و شروع به بوسيدن و ليسيدن پشتش كردم . آروم به سمت پايين .تا به كونش رسيدم . شروع به ليسيدن كردم و بعد ار بين دو پاش دوباره به كسش رسيدم.
شروع به ليسيدن كردن اول آروم بعد يه كم تند تر و بعد ديگه همه ي كسش رو تو دهنم مي كردم . هر دومون در اوج لذت بوديم . ملينا گفت حالا نوبت منه و بعد بلند شد قهميدم كه مي خواد كيزم زو بخوره . اما من هنوز از كسش سيز نشده بودم براي همين من رو تخت دراز كشيدم و اون بر عكس به طوري كه كسش جلوي دهنم باشه رو من خوابيد . حالا من كس اون رو مي خوردم و اون كيز من رو….
ده دقيقه اي گذشت . ملينا بلند شد و به طرف ميز آرايشش رفت . يه بسته كاندوم از كشوي ميز در اورد و بر گشت يه كاندوم سر كيرم كشيد . بعد بلند شد و روي كيرم نشست . طوري كه كيرم تا آخر تو كسش فرو رفت . يه آه آروم كشيد و شروع به بالا پايين رفتن كرد……
صداي آه و ناله ي هر دومون بلند بود .ده دقيقه بعد اون روي تخت دراز كشيد و من پايين تخت واستادم و شروع به تلمبه زدن كردم.
پاهاشو انداختم رو شونم و كيرم رو هم تو كسش كرده بودم .
اخر سرم كاندوم رو عوض كردم . ملينا هم برگيشت يه بالش زير شكمش گذاشت طوري كه كونش بالا بياد و بعد من كيرم رو آروم تو كونش كردم اول تنگ بود اما كم كم باز شد و همون جا آبم اومد . سريع كشيدم .بيرون كاندوم رو در اوردم و ابش رو روي باسن ملينا خالي كردم . و بعد با دستمال پاكش كردم . اما ملينا هنور حشري بود براي همين سريع برش گردوندم و پاهاشو باز كردم شورع كردم به ليسيدن چوچولش و دو تا انگشتم رو تو كسش فرو كردم و شروع به حركت كردم . بعد از يك دقيقه ملينا هم به اوج رسيد و ارگاسم شد.
ناگهان زد زير گريه ، فكر كنم تازه فهميده بود من اوني كه اون فكر مي كرده نيستم . پتو رو اندختم روش دور خودش پيچيد . منم براي اينكه چند دقيقه اي تنها باشه به هواي دوش گرفتن رفتم حموم . ده دقيقه بعد كه برگشتم ديدم ملينا روي تخت نشسته و داره آروم گريه ميكنه .
كاشكي مي رفتم و بقلش مي كردم . كاشكي دلداريش مي دادم . آخه من چقدر احمق بودم اون موقع ها……
كاشكي حداقل براي يه بار بهش ميگفتم كه اگه اين كار ها رو كردم دليلش شهوت نبوده بلكه اين بوده كه مهرش به دلم افتاده بوده……
اما من هيچي نگفتم . فقط نگاش كردم . بعد از پنچ دقيقه ملينا آروم تر شد و گفت اتاق خواب مهمون ها اون طرف حال سمت راسته . موقع رفتن ازم خواست كه با همون لباس بخوابم و منم قبول كردم ،رفتم و چون حسابي خسته بودم سريع خوابم برد……..
ناگهان از خواب پريدم ديدم تو ماشين هستم روي صندلي عقب ماشين از ملينا خبري نبود ماشين تو ميدون تجريش واستاده بود رانندشم همون مردي بود كه ديروز دز پازكنگ رو برامون باز كرده بود
گفتم : من اينجا چه كار مي كنم.
عباس آقا گفت : خانوم فرمودند شما رو بيارم اينجا واستم تا بيدار شيد بدم بعد اين پاكت رو هتون بدم و پيادتون كنم……
گفتم : آخه من از خانوم خدا حافظي نكردم .
خنديد گفت : ام خانوم از شما خدا حا فظي كرد . پيشونيتونم بوسيد انگار خيلي خسته بوديد متوجه نشديد .
گفتم : مي شه منو ببريد پيششون ؟
گفت : نه امر فرمودند كه نه شما رو پيششون ببرم . نه آدرس منزل رو به شما بدم…..
از خودم بدم اومده بود . از ماشين پياده شدم عباس آقا يه بسته بهم داد . يه پاكت ……
نفهميدم چه جوري رسيدم خونه . پاكت رو باز كردم .
يه يادداشت بود توش و سه تا نوار……..
يادداشت از اين قرار بود:
نيما ي عزيز سلام
ديشب تو منو به آرزوم رسوندي . ازت ممنونم . اما كاش هرگز منو نمي ديدي .حالا مجبوري رازي رو تا آخر عمر تو سينه حبس كني و اون راز سر گذشت منه مه تو اين نوارها برات گفتم . تو ديشب مثل يه كودك خوابيدي . اما من تا صبح بيدار بودم و برات حرف زدم . اينم مزد شب قشنگي كه براي من ساختي…….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *