داستان همسرم با رامین

داستان همسرم با رامین

داستان همسرم با رامین
داستان همسرم با رامین

کاوه هستم 33سالمه و شریک یک صرافی هستم تودبی همسرم آنا 34سالشه و دندانپزشک بخاطرهات بودنش اوایل ازدواجمون سه سال پیش رفتیم دکترکه خیلی کمکمون نکردتاعید91تودبی بودیم .شب قبل تاصبح اینوراونوربودیم ساعت هشت ونیم نه بودکه آنا بیدارم کردباحالی خیلی خیلی بدالبته منظورم خوب یعنی تحریک حداکثری چون سابقشو داشتم بدون معطلی شروع کردم بااینکه ارضاش کردم ولی میفهمیدم که هنوز ذهنی ردیف نشده برای اولین باربود اینجوری میشد تمومش کردم رفتم سراغ ردیف کردن صبحانه همزمان داشتم آرومش میکردم که فهمیدم حمامه طبق توصیه یک سکسولوژ اینجور موقعها میرفت دوش آب سردمیگرفت آمدبیرون صبحانه رونتونست بخوره بدنش میلرزید براش مشروب ریختم باقرص آرامبخش که نخورد من هم یک لحظه ازش غافل نبودم ناز ونوازش براش شورت وسوتین آوردم که دیدم کسش خیلی خیلی خیسه با دستم نوازشش کردم بلافاصله آرام شدخوشبختانه فیلم سوپرازقبل تودستگاه بود که باکنترل روشنش کردم نقطه g(داخل کس) رافشارنرمی دادم که باورتون نمیشه مثل مردا ارضاشدکاملا گیج شده بودم ولی کیرمو خواست که بکنم داخل کسش این اتفاق افتادولی خلاصشوبگم بازم مشکل داشت توحموم باگریه بهم گفت چه بلایی سرش آمده.
شب قبل البته صبح زودتوراه برگشت کسی رو دیده بودکه خاطره های سکسیشو زنده کرده بود رامین دوست پسری که قبل ازمن باهاش بوده وجدانا فضایی براش ساختم که همه چیزو بگه و بی اختیارمیگف

ت حال عجیبی داشتم بدبختی کامل همزمان با اینکه براش چیکارمیتونم بکنم وقتی حرفاش تموم شد آرام شده بودولی هنوزناراحت و بیشترشوکه که این حرفاروبه من زده منم براش گفتم که طبیعیه ممکن برای منم پیش بیاد بعدازحموم قرص آرامبخش خورد و خوابید.

خیلی فکری شده بودم اینجورموقع ها پیری دارم که میرم سراغش شبیه درویشاس ولی درویش نیست تمام موفقیت های کاریمو مدیونشم آدم خاصیه بهش زنگ زدم بدون تعارف و سانسور و البته با گریه همه ماجرارو بهش گفتم فقط یک جمله گفت که ببین دلت چی میگه ولی مردباش هرچی گفت انجام بده هنگ کردم شرایط خانممو میدونه وجوری گفت که تمام حرفشو فهمیدم تا شب بیرون بودم ولی به آنا گفتم که دفترم بالاخره تصمیم گرفتم تصمیمی که خیلی خیلی آرامم کرد

به آنا زنگ زدم گفتم شام بریم بیرون گفت نمیتونه چون حالش بده بهمدیگرقول دادیم خودارضایی هم که میکنیم قبل یا بعدش بگیم راستش خیلی تحریکم میکنه وتجربه هم کردیم که آنا تا یکی دوروز آرامه وحالش خوبه خلاصه باسکس تلفنی آرامش کردم ولی بازم زمان ارضاشدنش ازحالتش وصداش شاخ درآوردم سرشام سعی کردم مشخصات رامینوبگیرم که موفق شدم چون طولانی شدنمیگم چطوری وباچه حالی اما رفتم هتل رامین پیداش کردم آمدم همه چیزو بگم که خودش آشنایی داد وگفت منوباآنا دیده ومیشناسه کارم یکم آرم شد پرستیژ آنا غرور وغیرت خودم همه اینا تونظرم بودکه خونگرمی رامین هم برام جالب بود باهرجون کندنی بود بهش فهموندم که هیچ مشکل ناموسی برام پیش نیومده چون فکرایی کرده بود وفقط ازآنا تعریف میکرد مطمئنش کردم وسعی کردم با چشمام باهاش حرف بزنم بعدازحدودنیم ساعت خانمی که هیکلش از چهرش بهتر که نه خیلی عالی تر بود آمد و رامین بعنوان خانمش معرفی کرد و خیلی راحت منو همسر آنا معرفی کرد یعنی اینکه خانمش نازی آنا رو از طریق تعاریف رامین میشناخت خلاصه خلاصه
فردا شب به آنا گفتم مهمان ویژه دارم همه چی ردیف شد از آنا هم خواستم به دلیلی که بعدا بهش میگم سکسی ترین تیپشو بزنه.
مهمونا آمدن آنا به شدت سورپرایزشد کمی چشماش پراشک شد و صدام کردتو اتاق خواب و کلی تشکر.
راستش تیپ نازی هم بسیارتحریک کننده بود.
بااولین پیک آنا بازم نتونست جلوی خودشوبگیره وبغض کردگفتم شمادوتاامشب ما رو میخواهید خراب کنید برید تو تراس حرفاتونو بزنیدکه رامین هم استقبال کرد.
نازی و من تنهاشدیم اولین جمله نازی : خیلی مردی من بچه افسریه تهرانم میفهمم داری چیکار می کنی بروجلو پایتم.
تنهاچیزی که یادمه اینه که رامین آنا روکه ازشدت تحریک میلرزید داشت میبرد طبقه بالا.
بادیدن این صحنه حس تحریکی روتجربه کردم که بینظیر بود.
نازی شروع کرد از روی شلوارم کیرمو میلیسید حسابی خیس شدم.
وحشیانه ترین شکل ممکن لختش کردم واونم میگفت همینه جان بکن پاره کن جرم بده من مال توام امشب.
بعدازساک زدن حرفه ای نازی پیشنهادداد که بریم بالا ببینیم چی کارمیکنن.
دیدن آنای لخت کاملا حشری که رامین داشت کسشومیخوردواقعاپاهامو سست کردونازی بادستش ابمو آورد ولی این ارضاباهرارضای دیگه ای فرق میکردکیرم نمیخوابیدمخصوصا که نازی هم آبمو ریخته بودروی صورتش.
نازی کیرموتودستش گرفت وآروم منوبردسمت تخت بااون یکی دستش کییررامینوگرفت وکیرامونو مالوند به هم.
سکس یعنی این صدای لذت آنا وکیرموکه کسی داشت میمالوندبه کیر کسی که داره کس زنتو میخوره.
نازی خدای سکسه اگر نبود حالی هم نبود.
آنا کیررامینوخواست وساک زدنازی هم کسشومیخورد.
منم بی اختیارشروع کردم بدن رامینو نوازش کردن که همینجوری اونم روی صورت آنا یک بارارضاشد.
رفت بیرون برای تجدیدقواتواین فاصله اولین باربودمیدیدم که آنا هم میتونه لزبین باشه همش لذت بودولذت.
رامینبه محض امدنش رفت سراغ آنا وکیرش آروم گذاشت توکس آنا وشروع کرد به تلمبه زدن.
منم بانازی دیدن صحنه سکس آنالذت بود ولذت لذت لذت
واقعا نمیدونم چندبارارضاشدم ولی توحمام هم چهارتایی سکس خوب وطولانی داشتیم.
وقتی آنا برای رامینساک میزدونازی برای من رامینچشم توچشمم انداخت ومردانه تشکرکرد.
بعدازاین ماجرا تودبی درتهران تاحالا چهارمرتبه سکس داشتیم راستش معتادنازی وکاراش شدم چون هردفعه ابتکارتازه ای داره سه روز پیش اول کارپیشنهادداد که منورامینبریم یک خانم بیاریم که سخت بودولی انجام شد.د
داستان بعدی همین ماجرا.
مرسی که وقت گذاشتید راستی موقع نوشتن این ماجرای واقعی منتظر رامینیم آنا و نازی هم تقریباشروع کردند.بای

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *