داستان کون دادن تو کوه

داستان کون دادن تو کوه

داستان کون دادن تو کوه
داستان کون دادن تو کوه

سلام خدمت دوستای گلم همونطور که قول دادم خاطره کون دادنم توی کوه رو میخوام واستون تعریف کنم در ضمن اسمهایی که بکار می برم همشون جعلیه.

یک روز جمعه قرار شد با چندتا از بچه ها برای تفریح بریم به یکی از ییلاق های اطراف مشهد.صبح که شد همه همون جای همیشگی جمع شدیم تا رسیدیم به مقصد ساعت 10 شد اخه پیاده روی زیاد داشت ولی جای سرسبز و بکر و ارومی بود.جاتون خالی صبحونه رو خوردیم و شروع کردیم به قلیون کشیدن و ورق بازی کردن.حالا بزارید بریم سر اصل مطلب.نزدیکای ظهر شده بود که میخواستیم غذا درس کنیم دوستم حسام (قد 170 سبزه روشن وزن حدودا 65) بهم گفت ایمان بیا دوتایی بریم هیزم بیاریم برای آتیش که گفتم بریم.بچه های دیگه ام سخت مشغول ورق بازی بودن.همیجوری که هیزم جمع میکردیم بهش گفتم حسام یه سوال ازت بپرسم گفت بپرس.گفتم بعضی از دوستام منو مسخره میکنن بهم میگن کون گنده به نظرت کون من گندس؟یکم مکث کرد گفت نه خیلی ولی چون الان شلوارکت گشاده خیلی معلوم نیس.منم شلوارکمو کشیدمش پایین گفتم حالا نگاه کن که یدفه گفت دیوونه چکار میکنی زشته گفتم چیش زشته شورت پامه دیگه.گفتم اینارو ولش کنم کونم گندس یا نه گفت آره حالا که نگاه میکنم گندس ولی حالا تو چه گیری دادی به کونت زود باش باید هیزم جمع کنیم.گفتم حالا دیر نمیشه وقت زیاد داریم بچه ها هم که سرشون به بازی گرمه.همینجور که حرف میزدیم فهمیدم کیرش بلند شده اخه شلوارکش برعکس من چسب بود میخواستم دلمو بزنم به دریا و بهش بگم ولی روم نمیشد تا همونجا هم پیش رفته بودم کلی خجالت کشیدم همش منتظر بودم اون شروع کنه.یکم که گذشت بهش گفتم حسام تو همیجا باش من برم یجای خلوت جیش کنم بیام گفت خب همینجا جیش کن گفتم خب خجالت میکشم تو اینجایی گفت من رومو اونور میکنم تا تو راحت باشی.منم شلوارکو شورتمو کشیدم پایین شروع کردم به جیش کردن که یدفه متوجه شدم حسام داره منو دید میزنه تا چشم تو چشم شدیم روشو کرد اونور گفتم چیه روتو کردی اونور گفت ببخشید کنجکاو شدم توروخدا ناراحت نشو گفتم نه عزیزم ناراحت نیستم اگه میخوای ببینی بیا نزدیک اینجوری که چیزی مشخص نیس گفت نه زشته ولش کن گفتم زشته چیه بیا دیگه آروم اومد جلو گفتم کونم خوبه گفت عالیه خلی تمیزه گفتم لطف داری.داشتم از شهوت میمردم ولی حسام هنوزم کاری نمیکرد نیمدونم چرا شاید فکر میکرد من اهل کونی بازی نیستم.گفتم نمیخوای لمسش کنی یکم مکث کرد گفت فقط یه دست کوچیک گفتم پس چرا واستادی دستشو اروم کشد روی لپ کونم گفت وای ایمان چقد نرمه چکارش کردی ایجوری شده گفتم خب دیگه ما اینیم.گفت تو همیشه اینقد به کونت میرسی گفتم آره گفت اخه چرا لزومی نداره یک پسر اینقد کونش تمیز و بیمو باشه گفتم چه ربطی داره من دوس دارم همیشه کونم تمیز باشه مخصوصا سوراخش تا اینو گفتم سرخ شد گفت چی ؟ گفتم دست بزن تا بفهمی گفت نه بدم بیاد گفتم لاشو باز ببین بعد بگو بدم میاد داشتم دیوونه میشدم نمیدونم خنگ بود یا خودشو زده بود به خنگی هرکی دیگه بود با اولین رویت همچین سوراخی کیرشو تا دسته میکرد تو.دیدم داره دیر میشه گفتم حسام دیگه بسه خستم کردی زود باش شروع کن گفت چیو شروع کنم گفتم هرکی دیگه تاحالا بود صد دفه این کونو کرده بود گفت نه من کیرم رو دوستم بلند نمیشه گفتم همین الانشم بلند شده که دستمو سریع گذاشتم رو کیرش گفتم ایناهاش چقدم قربونش برم بزرگه گفت حسام نه زشته یکی میاد میبینه آبرومون میره گفتم نترس هیچکی نمیاد که شورتشو دراوردم کیرشو کردم تو دهنم یه آهی کشید منم شروع کردم به خوردن کیرش واقعا ناز بود هنوز میخواستم بخورمش که دیگه داشت دیر مشد گفتم حسام بکن توم که باید بریم دستمو گذاشتم رو دیوار اما قبلش یک تف گنده انداختم سر کیرش اونم اروم سرشو کیر داغشو با سوراخم تنظیم کرد و آروم هل داد تو همین که سرش رفت تو آروم دم گوشم گفت ایمان باورم نمیشه کیرم تو کونته گفتم فقط لذت ببر دستشو دو شکمم حلقه کرد و آروم شروع کرد به تلمبه زدن خلی حس خوبی بود اونایی تجربش کردن میدونن من چی میگم ابش که داشت میومد گفت ایمان داره میاد چکار کنم گفتم بزار باشه بریز تو کونم حیف نیش آبای داغتو بریزی روی زمین نفس زدن که تن شد فهمیدم ابش اومده سریع هیزمارو جمع کردیم و برگشتیم سمت بچه.تو راه برگشت بهش گفتم اینجوری هولهولکی بود و تو هم که همش خینگ بازی دراوردی یروز قشنگ تو خونمون با هم سکس میکنیم.گفت آقا یعنی چی خنگ بازی من نمیخواستم اینجوری بشه اونم با تو گفتم مگه من چمه گفت آخه تو خلی پسر خوبی هستی نمیخواستم بکنمت ولی وقتی کونتو دیدم کیرم ناخودآگاه شق شد گفتم ایراد نداره من خودم خواستم خودمو در اختیارت بزارم.گفت ایجوری حال نداد دفه های بعد تو خونه با خیال راحت از خجالتت درمیام گفتم مگه الان در نیومدی گفت نه خلی دوس دارم داشتم سوراختو لیس بزنم ولی روم نشد ایدفه نوبت سرخ شدن من بود آخه ازینکه حسام عاشق سوراخم شده بود خلی خوشحال بودم امیدوارم خوشتون اومده باشه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *