داستان کون دادن میترا

داستان کون دادن میترا

داستان کون دادن میترا
داستان کون دادن میترا

توی دانشگاه با هم همکلاسی بودیم اسمش فرخ بود و اسم من هم میترا یه روز 5شنبه عصری با هم رفتیم بازار نمی دونم چرا اینقدر شلوغ بود یه موقعه احساس کردم یکی از پشت به باسنم چسبیده یه جوون 18 یا 20ساله بود که باهام حال می کرد خودم کنار کشیدم و زیر چشمی نگاهش کردم سریع رفت اما من تازه به حس رسیده بودم طوری پیش خودم نقشه کشیدم تا فرخ بهم بچسبه با حواس جمع اما بی خیال جلو افتادم جوری که فرخ پشتم قرار بگیره بی جهت جلو مغازه ها می موندم و مثلا قیمت می کردم فرخ هم دقیقا پشت سرم . تا یه جا موقعیت شدو جلو فرخ کاملا چسبید به کونم وای برآمدگی کیرش را احساس می کردم چقدر خوب بود بدون این که توجه جلب کنم الکی خودمو سر گرم اجناس مغازه کردمو بغضی وقت ها هم کونمو عقب تر می دادم و مثلا حواسم نیس شاید یه 5دقیقه ای همین کارا را کردم داشتم خودمو خراب می کردم فرخ هم بدش نیامده بود چون کملا به کونم چسبیده و کیرش را بهم فشار می داد برای این که امتحانش بکنم کمی خودمو جلو کشیدم که دیدم فرخ هم اومد جلو تر دیگه حدسم درست بود هر چند برام خیلی سخت بود که اون حالت بهم بزنم اما حرکت کردمو شروع به فکر کردن که چطور با کیر فرخ حال کنم اینم بگم که تا حالا به کسی نداده بودم اما با دوست دخترام با هم حال کرده بودیم و زهره دوستم بهم گفته بود که با یکی از آشناهاشون یه بار کون داده و برام از عشق وحالش گفته بود خیلی در آن زمان دلم می خواست منم یه بار امتحان می کردم خلاصه با فکرایی که می کردم کون تپل م را طوری می چرخوندم راه می رفتم که خودم هم حشری شده بودم بعضی وقت ها توی شیشه ویترین مغازه ها کونم را دید می زدم و یک بار هم که به عقب برگشتم فرخ را دیدم که دقیقا داره به کونم نگاه می کنه یه مرد 27یا 30 ساله هم داشت به کونم نگاه می کردو دستش به کیرش بود . راستش خیلی از خودم کیف کردم بعد ارام ارام در کنا فرخ جا گرفتم و دستش را توی دستم گرفتم یه دو ساعتی باهم پرسه زدیم اما همش تو حال دادن بودم با مترو سوار شدیم برگردیم امدیم 7تیر و پیاده شدیم فرخ قرار دکتر داشت ساعت حدود 7و8شب بود فرخ گفت من برم دکتر وبعد شام بخوریم بهرحال بعد از انجام کارها رفتیم رستوران نایب همونجاها شام خوردیم و امدیم بیرون فرخ گفت مایلی بریم امشب باهم باشیم منکه از خدام بود گفتم کجا گفت هم اتاقی من رفته شهرستان و من تنهام اگه بخوای بریم خونه من
قبول و راه افتادیم خودم خیلی خوشحال بودم اما حس می کردم فرخ هم خیلی شاده سوار تاکسی و رفتیم خونه فرخ. بگذریم رفتیم خونه لباس راحتی برام آورد که بپوشم مانتو شلوارم رادر آوردم گفتم همین پیرن بلنده را می پوشم بسه
از ویدیو خبری نبود گفت خراب شده دادن تعمیر ورق بازی کردیم و وقت گذروندیم یه دفعه نگام افتاد جلو فرخ و دیدم کیرش توی زیر شلواری راست شده خودمو به سردرد و بیحالی زدمو افتادم روی پاهاش طوری که به کیرش بخورم فرخ دست پاچه شد و گفت چیه بلندم کرد منم مثلا بی حال برد روی تخت در همین اثنا هم دستی به کونم مالید و چون فکر کرد به حال خودم نیستم بیشتر این کار را کرد وقتی روی تخت خوابوندم منم طوری قرار گرفتم که سکسی باشم از زیر چشمی نگاهش می کردم یه دستش توی شلوارش کیرش را می مالید و با دست دیگه روی رون وکون من داشت منو تکون می داد . دیگه طاقت نداشتم دست انداختم واونو تو ی بغلم کشیدم و لب روی لبها چقدر تو این حال نمیدونم یه وقت دیدم داره کسمو میلیسه واااااای چقدر عالی
کی شورتمو در آورده بود واقعا نمی دونم رفت پایین تر ودور کونمو بعد زبونشو برد طرف سوراخ کونم تو هوا پرواز می کردم ربونش را لوله میکردو فرو می کرد تو کونم گفتم مرسی فرخ جون مرسی لیسم بزن بکن تو بلند شد و یه ژل موی سر از روی میز برداشت وآورد یه کم مالید روی سوراخ کونم وبا انگشت دادتو هر چند درد داشت اما لذت بخش بود برام بعد کیرش راداد دستم وگفت بمال برام منم وای چه حالی شدم راستی راستی یه کیر نسبتا بزرگ توی دستم بود البته اینو بعد ها فهمیدم که کیر فرخ از خانواده کیر های کلفت بود خب مالیدمش و کمی هم لیس زدم که خیلی خوشم نیامد یا شاید در آن حال و زمان حالشو نداشتم و فقط به فکر این بودم که بره تو کونم فرخ کمی ژل مالید به کیرش و تمام ساق اونو ژل مالی کرد وگفت روی شکم بخوابم و یه متکا گذاشت زیر شکمو کمی پاهام را باز کرد برگشتم نگاش کردم میان دو تاپاهام نشسته بود وقربو صدقه کونم می رفت کمی کیر گنده اش را در کونم مالید تا لیز شد بعد گفت میتر اجون با اجازه و فشار داد درد عجیبی گرفت اما کله کیرش رفت تو احساس ناراحتی و درد کردم گفتم در ار گفت اذیت می شی مدتی هم اونطو موندتا کمی جا افتاد هل داد تو سخت بود
گفت میترا جون چون بار اولته کمی سخته اما اگه اجازه بدی راهشو باز کنم گفتم باشه ولی آروم کشید بیرون دوباره ژل مالید و کمی هم درم مالید یکباره کرد تو که داد کشیدم وخودمو تکون می دادم بی تابی می کردم فرخ هم دوباره کشید بیرون و تا بخودم آمدم تا دسته کرد داخل کونم انگار تیکه تیکه شد کونم از حال رفتم وبه گریه افتادم اما فرخ چند بار آوردو برد وبعد خوابید روم وتا آخر داد تو کونم یه مدتی همون جور بودیم تا آرورمآروم تلمبه میزد و حالا دیگه حال می کردم که گفت پاشو تا در حالت های متفاوت بکنمت رور صندلی سرپا دمر در حال کمی خمیده روی تخت در حالی که یک پام روی زمین بود سرم روی زمین و کونم بالا خلاصه به 18طریق کونم را می کرد و تمام اون کیر را می داد توش آخر دفعه هم حالت سگی حسلبی کردم و آبمو آورد نوش جانش حال ساعت 3 شب بود و خودش هم آبشو ریخت تو کونم که بهترین لحظه کون دادنم بود البته اون شب خیلی کم خوابیدیم و تا ساعت 9 صبح بعد چند بار منو گایید تا کون دادن های دیگرم اما آخرین حرفم برای دختر ها اولا آقا پسر ها برای کونتان می میرند می خواهید اونا را حشری کنید توی خیابان که می رید لباس تنگ و کونو بچرخونید تو راه رفتن کیراشونو دست می گیرین پشت سرتون می آن دوم اگه طرفتون رعایت شما را بکنه و آروم آروم کونو بکنه بالاترین لذت دنیا را داره تا بعد رتش باز بشه به امید کون دادن شما دخترای کون گنده.

14 دیدگاه برای “داستان کون دادن میترا”

  1. تجويز ميكنى به دخترا ك كون دادن افتخاريست بسسسسسسسس عاااااااااالىىىىىىىىى.اره؟عجبا…شك ندارم كلت با كونت هد ميزنه مامان قحبه.بيا زير تخمام ديوث…وقتم تلف شد داستانتو خوندم.مادرتو نمودم…

  2. توکه راست میگی ولی ماکه خر نیستیم باور کنیم
    اخه مگر میشه یه دختر برای بار اول به قول خودت کون بده. اونم تو 18 حالت مختلف خخخخخ برای بار اول که کون میدی تو یه حالتش میمونی نمیتونی تکون بخوری چه برسه به 18 حالت خخخخخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *