داستان گی های یاهو

داستان گی های یاهو

داستان گی های یاهو
داستان گی های یاهو

چند روزی بود که خونه مجردی ما شلوغ بود بعد از یک ماه قرار بود فردا چند ساعتی تنها بشم. همخونه من با دوستش داشتن روی پروژه درسی کار می کردن که تحویل بدن. نصف شب بود و قرار بود صبح زود برن دانشگاه منتظر استاد بشن خایه‌مالی کنن، پروژه رو قبول کنه و نمره بهشون بده.
من خیلی وقت بود که سکسی با کسی نداشتم. حسابی تو کف بودم. تصمیم گرفتم به محض این که اینها رفتن برم تو یاهو مخ یک گی رو بزنم و بیارم حسابی به کیرم برسم. ساعت حدود هفت بود که دیگه از سر و صداشون فهمیدم دارن می رن. خودم رو به خواب زدم تا مطمئن بشم رفتن. در رو که بستن بلند شدم سریع رفتم کامپیوتر رو روشن کردم رفتم تو یاهو و اتاق‌های گی. اتاق‌های اول پر بود مجبور شدم برم تو یک اتاق خلوت. سریع آگهی زدم که یک بوت می‌خوام اورژانسی! خبری نشد. چند بار همین پیام رو تکرار کردم فایده‌ای نداشت یکی دو نفر تو اتاق پیامهای کسشر می‌نوشتن بی‌غیرت می‌خوان و از این مزخرفات. منظورشون رو هیچ وقت نفهمیدم. هر کی دنبال چیز دیگه‌ای بود رو ایگنور کردم تا ببینم بالاخره اینجا چه خبره. پنج شش تا آی دی هم که روبات بودن پیامهای انگلیسی می ذاشتن اونها رو هم ایگنور کردم دیگه صفحه اتاق خالی شد نگاه کردم دیدم فقط دو نفر موندن. یکی که دختر بود اصلاً حس و حال دخترا رو نداشتم. یکی دیگه هم دیدم مال اهوازه.
اتاق رو عوض کردم دیدم یکی از اتاقهای بالا جا داره وارد شدم حدود 40 تا عضو داشت، طبق آمار حداقل ده درصدشون کون آماده به رزم هستن. صفحه پر از آگهی‌های مزخرف بود یکی یکی هر کی حرف بی ربط می‌زد، به درد من نمی‌خورد، ایگنور کردم صفحه خلوت شد دیدم یکی دو تا بوت هستن دنبال مکان می‌گردن. من هم دوباره آگهی زدم دنبال کون می‌گردم برای سکس واقعی. بعد شروع کردم با بوتهای اتاق مذاکره کردن. چیزی نگذشت که دیگه سرم شلوغ شد با ده نفر داشتم همزمان چت می کردم. اول ازشون مشخصات می پرسیدم اگر کونی بودن ادامه می دادم. سن و این چیزها رو الکی جواب می دادم هر کی هر چی می‌گفت من هم سه چهار سال بالاتر می‌گفتم خوشش بیاد. کونی‌ها دوست دارن به مسن‌ترها بدن. کسر شأنشون می شه یکی کم سن تر یا حتی همسن بکندشون. در واقع سن خیلی براشون مهم نیست. همین حس براشون مهمه که اگر هم کون می دن به سن بالا می‌دن.
ساعت رو نگاه کردم دیدم یک ساعتی گذشته. چهار ساعت دیگه بیشتر وقت نداشتم و باید کار رو تموم می کردم. به یکی شون که همقد من بود گفتم وبت رو نشون بده اون هم گیر داد که اول تو. من هم یک لحظه نشون دادم و قطع کردم و ازش خواستم نشون بده. صحنه برام عجیب بود دیدم سریع برگشت سوراخ کونش رو نشون داد کمی باهاش ور رفت و بعد آمد نشست و قطع شد. گفت خوشت اومد؟ من هم یک کون سفید و صاف دیده بودم، گفتم خوب آره. بعد شماره تلفن رو بهش دادم گفتم زنگ بزن. یک کم دیگر کسشر گفتم بعد آدرسش رو پرسیدم دیدم یک کم دوره. بی خیال شدم.
رفتم سراغ یکی دیگه خیلی نزدیک بود اما من ترسیدم یکهو آشنا نباشه من رو بشناسه همین طوری دودل بودم. که باهاش چکار کنم. همه چیزش ردیف بود. عکس رو هم رد و بدل کردیم. چیز ملسی بود. مونده بودم چکار کنم پسره مال دو سه تا کوچه بالاتر بود! یک دفعه گیر داد که می‌خواد قبل از آمدن کیرم رو ببینه. خوشم نیومد. بعضیها فقط دوست دارن وب کم سکسی ببین و معمولاً اهل سکس نیستن. رد کردم گفتم نشون نمی دم. گفت این کاره نیستی . من هم گفتم دوست ندارم.
بعد رفتم سراغ یکی دیگه پسر تپلی بود وزنش 90 کیلو. راهش دور بود و تپلها هم معمولاً‌ برعکس کیرشون که ریزه میزه است، کونشون گشاده، جایی نمیان. همین طور داشتم باهاش مذاکره می‌کردم و هر جوابی که دوست داشت بهش می‌دادم. عکس رو رد و بدل کردیم و دیگه فکر کردم می‌خواد بیاد. شماره رو هم دادم. یکهو دیدم یک اس ام اس اومد. سلام چطوری. کیرم رو داشتم برای یک کون تپل می‌مالیدم بهش گفتم بیا تو یاهو ادامه بده.
من هم دوباره با تپله پیام دادم دیدم جواب نمی ده
دوباره اس ام اس زد بابا چرا جواب پی ام رو نمی دی
بعدش هم گفت مگه مرض داری؟
بعد که صفحه رو نگاه کردم دیدم یک پنجره دیگه داره همین طور چشمک می زنه. هی می نویسه هستی و اینها فهمیدم عوضی گرفتم تپله کون‌گشادتر از اون حرفهاست که اس ام اس بزنه! هیستوری رو زدم دیدم باهاش قبلا خداحافظی کردم. یادم نیومد کی بوده. گفتم یک بار دیگه وب بده. وبش رو نگاه کردم دیدم دقیقاً همون کلیپ قبلی تکرار شد و سر همون صفحه وایستاد. بچه کونی وبکمش مجازی بود! نفهمیم اصلاً‌ وبکم داره یا نه. ساعت رو نگاه کردم دیدم داره دیر میشه این هم که می خواد بیاد بده. کلیپش مهم نیست. دل رو زدم به دریا. مهم اینه که کونش می‌خواره. گفتم میای الآن؟ یه دستی زد گفت تو که ازم خوشت نیومده بود!؟ گفتم بابا راهت دوره گفتم شاید نیای. اگه میای که حرفی نیست فقط زود بیا. گفت باشه الان میام. گفتم راه افتادی اسم ام اس بده.
رفتم یک دوش بگیرم که آماده بشم دیدم سم ام اس زده، رسیده نزدیک خونه است، بی خیال شدم. از پنجره نگاه کردم دیدم به سرعت داره میاد ایفون رو زدم آمد بالا. خیلی عجله داشت. قیافه‌اش خیلی داغون و کر کثیف بود. معلوم بود از سر کار اومده. تی شرت گله گشاد و موهای کثیف و نامرتب. شلوار لی هم داغون و چند جاش پاره بود که زمان نو بودنش مد بوده! حق داشت کلیپ مجازی بذاره. اگه می‌دیدم عمراً قبول می‌کردم. این همه استرس و مکان جور کردن برای همچین چیزی!
دیدم بالاخره این همه راه اومده کونش هم که بد نیست. نامردیه یک نفر بخواد کون بده و جواب رد بدی. گفت زود باش. لباسهاش رو در آورد و بعد هم یک کاندوم درآورد، گفت حتما کاندوم نداری گفتم دارم زیاد هم دارم اتفاقاً. گفت حالا این رو بگیر. گفتم مگه نمیخوای قبلش ساک بزنی. گفت دهنم خیلی خشکه نمی‌تونم بیا زودتر شروع کن دیر نشه.

گفتم کیرم خیسه، خوبه‌ها. نمی‌خوای؟ گفت نه بیا زود شروع کن دیگه. سریع برگشت قنبل کرد. من هم کاندوم رو کشیدم و کیرم رو گذاشت دم سوراخش. هنوز کاری نکرده بودم که گفت آروم آروم. بعد هم ژل رو در آورد خودش مالید در سوراخش بعد کیرم رو گرفت گذاشت وسط سوراخ. بعد هم گفت حالا آروم آروم! فشار نده! من هم آروم فشار دادم خیلی زود رفت توش. فهمیدم کونش حسابی بازه. اولش آروم فشار دادم تا بره تو بعد کم‌کم تلمبه زدن رو شروع کردم. صدای آخ و اوخش بلند شد و هی می‌گفت بکن بکن! یک دفعه گفت می‌خوای رو زانو بشینم بیشتر حال کنی، من هم گفتم هر طور دوست داری. کیرم رو درنیاوردم. کونش رو بالاتر آورد من هم جفت رونهام رو چسبوندم به رونش یک کمی آوردم بالاتر مسلط بشم راحت تلمبه بزنم. همین طور که می زدم رونم می خورد به رونش که سفیده سفید بود. آخ و اوخ می‌کرد. گفت بزن به کونم. اول منظورش رو نفهمدیم. بعد گرفتم چی می‌گه. من هم با کف دست شروع کردم به زدن روی کپلش، صدای شرق شروقش بلند شد. گفت محکم‌تر بزن. اون قدر زدم که دیگه کونش سرخ شد. یک کم هم از روی غیظ می‌زدم، اخه دنبال یک بچه خوشگل مامانی بودم. زاغارت اومده بود جاش. گفتم برگرد می‌خوام از جلو بکنمت. اون هم آروم برگشت طوری که کیرم درنیاد اما لحظه آخر که برگشت کیرم درآمد. لنگهاش رو دادم بالا روی شونه‌هام. کیرم رو گذاشتم رو سوراخش که دیگه بازه باز شده بود. با ارومی شروع کردم به عقب و جلو کردن خیلی حال می‌داد. جالبتر این بود که کیرم رو هم موقع تلمبه زدن می‌دیدم. بعد کیرم رو تا ته فرو کردم درنیاد، دستم رو گذاشتم رو سینه‌هاش و با سینه‌هاش ور رفتم بعد کم‌کم دو تا را هماهنگ کردم، هم تلمبه می‌زدم هم سینه‌اش رو می‌مالوندم. کیرم رو هم می‌تونستم ببینم. دیدم خیلی حشری شده.

بچه کونی شروع کرد به جلق زدن! خواستم جلوش رو بگیرم که بابا هنوز خیلی باهات کار دارم، دیدم به نفس نفس افتاد، داره آبش میاد. گفت بکش بیرون! بکش بیرون!‌ من هم گفتم بابا بذار من هم آبم بیاد این که نمیشه. گفت خیلی می‌سوزه نمی‌تونم درد داره. یکی دو تا تلمبه دیگه به زور زدم خواستم نگهش دارم به زور تا آبم بیاد اما خودش درش آورد و از تخت آمد پایین. من هم موندم چکار کنم.
گفت دستشویی کجاست. بهش نشون دادم و رفت خودش رو تمیز کنه و بره. آمد بیرون بهش گفتم بیا بریم یک دوش بگیریم. خواستم آنجا دوباره بکنمش. راه نداد گفت خیلی دیرم شده از سر کار اومدم. خیلی هم درد داشت. باید زود برگردم سر کار. سریع لباسهاش رو پوشید رو رفت. مرخصی ساعتی گرفته بود برای کون دادن! فکر کنم درد رو دروغ می‌گفت آخه کیر من خیلی بزرگ نیست البته یک کمی سرش کلفت هست. در عوض کونش باز باز بود. اصلاً چیزی حس نمی‌کرد!
من ماندم با یک کیر شق شده داخل کاندوم. اولش گفتم برم جلق بزنم. بعد یهو یک فکر دیگه به سرم زد گفتم برگردم یاهو یکی دیگه رو جور کنم. سریع کامپیوتر رو روشن کردم و دوباره رفتم تو یاهو. دیدم همون که خیلی نزدیکه چند تا باز فرستاده. کجا رفتی و از این حرفها. دوباره چت رو شروع کردم و گفتم دی سی شدم. باز اصرار داشت کیرم رو ببینه تا راه بیفته. بهش گفتم مطمئنی می‌خوای سکس کنی گفت آره. من هم دل رو به دریا زدم کیرم رو نشونش دادم. وبکم یاهو آمار می‌داد که داره می‌بینه ولی آن بچه کونی هی می‌گفت هنوز ندیده! وبکم رو قطع کردم گفتم راه بیفت دیگه. دیدم داره طفره می‌ره. گفت می‌ترسم با بچه محل سکس کنم فردا شر میشه. هر چی خواستم خرش کنم نشد. خیلی عصبانی شدم چون حشرم زده بود بالا و بچه کونی داشت ناز می‌کرد. اما راست می‌گفت. من هم داشتم با خودم فکر می‌کردم اگر امروز بیاد دیگه هر روز می‌تونم بکنمش. راه فرار نداره!

یک کم بهش فحش دادم و بی خیال شدم دوباره رفتم تو اتاق و چند تا آگهی نوشتم. دیدم یکی خودش پیام داد و شروع کرد به اصل پرسیدن و این کسشرها من هم طبق معمول هر چی دوست داشت بهش گفتم. دردسرتون ندم عکس رو رد و بدل کردم و دیدم این هم گیر داده عکس کیرم رو می‌خواد. حسابی حشری بودم نمی فهمیدم دارم چکار می‌کنم. وب کیرم رو دادم. نوشت اوکی. یعنی خوشش آمده. آدرس رو دادم گفتم سریع بیا که وقت ندارم.
بدنم از کونی اولی بو گرفته بود. گفتم برم زیر دوش تا حشرم هم بخوابه. همین طوری بشینم به کون یارو فکر کنم تا نیومده که آبم میاد و هیچی به هیچی، شرمنده‌اش میشم. رفتم دوش گرفتم و چند دقیه چشمام رو بستم زیر دوش تا حشرم بخوابه. آمدم بیرون رفتم دستشویی تا بشاشم تا باز حشرش بیشتر بخوابه. همان دقیقه اول آبم نیاد. دیگه تقریباً کیرم حالت عادی برگشته بود. اما دیدم از بچه کونی خبری نشد. چند تا مسیج دادم خبری نشد. گفتم حتما ترسیده و بی‌خیال شده. این کونی‌ها کارشون حساب و کتاب نداره. چند دقیقه صبر کردم دوباره زنگ زدم این دفعه گوشی رو برداشت. صدای نازکی داشت. خوشم اومد دوباره کیرم راست شد. گفتم چی شد کجایی عزیزم! یک جایی آدرس داد فهمیدم رفته تو باقالی‌ها! بهش آدرس رو دوباره دادم گفتم زود باش دیر شده، خیلی وقت ندارم.

چند دقیقه بعد از پنجره دیدم سروکله اش پیدا شد. ایفون رو زدم، آمد بالا. دیدم قیافه‌اش خیلی بهتر از عکسش بود. خیلی هم سانتی مانتال بود. قدش هم از من کمی بلندتر. این هم اول سراغ دستشویی رو گرفت. فکر کنم خواست کونش رو تمیز کنه. آمد بیرون و گفت کجا بریم راهنماییش کردم تو اتاقم. این یکی برخلاف اون قبلی عجله نداشت. لباسهاش رو درآورد و خوابید و من هم شروع کردم به لاس زدن باهاش.
خواستم با لبهاش بازی کنم گفت از بوی الکل بدش میاد! دیشب خورده بودم هنوز بوش مونده بود. یک کمی با سینه‌هاش ور رفتم همین طور دوست داشتم روش بخوابم. بدن نازی داشت. دیدم از بوی الکل بدش میاد بلند شدم و کم کم روی شکمش نشستم می‌خواستم ببینم می‌خواد ساک بزنه یانه. دیدم نگاهش به کیرمه! من هم بردم جلو و چسبید به کیرم و شروع کرد به ساک زدن من هم شروع کردم به عقب و جلو کردن. دستم رو بردم تو موهاش و نوازشش می‌کردم و آن هم حسابی کیرم رو می‌بلعید و عقب و جلو می‌کرد. زبونش رو دور کلاهک کیرم می‌چرخوند بعد همه‌اش رو می‌خورد. تمام کیرم رو کردم تو دهنش. خیلی باحال بود. دوست داشتم تو این حالت تا آخر عمرم بمونم. آوردم بیرون خودش دوباره کیرم رو خورد، همین طور چند دقیقه‌ای ساک زد. دیگه دیدم سیر شده، بلند شدم. خودش گفت می‌خوای سکس رو شروع کنیم. گفتم هر چی تو بخوای. واقعاً آن لحظه دوست داشتم هر کاری می‌خواد بکنم.

شورتش فانتزی بود از این نصفه نیمه‌ها که گی‌ها می‌پوشند، درآوردم. بعد ژلش رو برداشت قنبل کرد و مالید روی سوراخش. من هم کیرم رو کاندوم کشیدم و گذاشتم درش. باز تا خواستم فرو کنم. گفت آروم آروم. فکر کنم این سنته که کونی‌ها قبل از ورود باید هشدار بدن. شاید هم بعضی‌ها بدجور فرو می‌کنند می‌ترسن. من هم اروم گذاشتم درش، خودش آمد کیرم رو گرفت تنظیم کرد. من هم آروم فرو کردم، راحت رفت توش. این هم خیلی باز بود. شروع کردم به تلمبه زدن. دستهام رو بردم زیرش سینه‌هاش رو گرفتم و می‌مالوندم. آروم تلمبه می‌زدم تمرکزم روی سینه‌اش بود. همین طور آروم تلمبه می‌زدم و داشتم پرواز می‌کردم. یک پسر خوش‌تیپ و خوشگل زیرم بود و نمی‌خواستم لحظه‌ها رو از دست بدم. بعد گفت بذار رو زانو بشینم. گفتم اگه می‌شه برگرد از جلو بکنم اون هم برگشت و من دوباره همون پوزیسیون طلایی رو گرفتم و پاهاش رو گذاشتم روی شونه‌هام. حالا از جلو با سینه‌هاش هم حال می‌کردم. آروم با حرکت آهسته تلمبه می‌زدم. ازش پرسیدم دوست داری! گفت آره تندتر بکن! کیرم رو آروم می‌بردم عقب بعد سرعت رو زیاد می‌کردم می‌رفت توش و و بعد تا ته فشار می‌دادم و مکث می‌کردم. طوری که تخمام می‌خورد به سوراخش. و همین طور دوباره چرخه تکرار می‌شد. همین طور چند دقیقه‌ای زدم گفت بذار پوزیسیون رو عوض کنیم. این بار برگشت کامل خوابید. قنبل نکرده بود، تخت تخت بود. فکر نمی‌کردم این طوری کیرم بره توش. کلاهک کیرم کلفته. کیرم رو گذاشتم درش یک فشار دادم دیدم رفت تو. شک داشتم تعجب کردم. کمی عقب جلو کردم از فشارش مطمئن شدم که توش رفته. این حالت کردن خیلی سخته اما دیگه کونش باز باز بود. اگه از بیست کیلومتری دارت هم می زدی راست می‌رفت توش! شروع به تلمبه زدن کردم. گفتم دردت میاد گفت نه بزن. چند دقیقه آروم زدم. بعد گفت دیگه خسته شدم. تو رو خدا تمومش کن. من هم سرعتش رو زیاد کردم. گفتم میخوای آبم رو کجا بریزم. گفت داره میاد؟ گفتم نه هنوز! گفت هر جا دوست داری بریز.

من هم تلمبه زدن رو سریع‌تر کردم تا آبم بیاد، حیوونکی تلف نشه! خشن که شدم کم‌کم دیگه صدای آخ و اوخش رو شنیدم خیلی سریع و دیوانه‌وار تلمبه می‌زدم و حالتش و صرو صداش هم طوری بود که خیلی دردش می‌آمد. اما من در اوج لذت بودم. حس کردم داره یک مایعی تو کیرم بالا میاد. فهمیدم وقتشه داره آبم میاد بهش گفتم برگرد. برگشت و وایستادم جلوش جلق می‌زدم که آبم بیاد گفتم بریزم رو سینه‌هات یا رو صورتت. گفت هر جا دوست داری. من هم صورتش را هدف گرفتم می‌ریختم روی لپ‌هاش چشمهاش رو به هم می‌زد انگار می‌ترسید بره تو چشماش. بیشترش رو ریختم روی سینه‌اش. نفس عمیقی کشیدم. همین طور وایستاده بودم که کیرم رو گرفت که ساک بزنه. تو این حالت فشار دادن کیر درد زیادی داره اما رفتم جلو و کیرم رو که خیس خیس شده بود و آب ازش میومد کرد توی دهنش و همین طور دور و برش رو لیس می‌زد. در همین حال دستش هم روی کیرش بود داشت جلق می‌زد تا آبش بیاد. کیرم که تو دهنش بود حشری شده بود. حالت عجیبی بود. کیرم درد عجیبی داشت اما خیلی دوست داشتم همون حالت بمونه. داشتم فکر می‌کردم تو این حالت تا نخوابیده امتحان کنم ببینم می‌ره تو سوراخش یا نه. یهو دیدم آبش اومد و ریخت روی شکم خودش. از روش بلند شدم. روی بدنش حسابی آب جمع شده بود یک کمی هم روی صورتش ریخته بود. دستم رو کشیدم روی آبهای صورتش و مالیدم روی چونه‌اش و آن یکی لپش و پیشانیش. خیلی لزج و نرم بود. باحال بود. لبخند ملیحی زود تو صورتم که هنوز یادم نمی‌ره. فکر کنم حسابی ارضا شده بود. بهش گفتم برو دوش بگیر. آن هم انگار از خدا خواسته منتظر همین حرفم بود. رفت دوش بگیره. اول خواستم برم تو حموم باهاش لاس بزنم، اما دیگر انرژی نداشتم. همون جا دراز کشیدم. تختم کثیف شده بود چند تا قطره آب ریخته بود. با دستمال پاک کردم.

ازحموم اومد بیرون بهش حوله‌ام رو دادم خودش رو خشک کرد و بعد نشست و لباسهاش رو پوشید. پرسید چند سالته من اصلاً یادم نبود اون چند سالشه و من چی بهش گفتم. بهش گفتم چند بهت گفتم؟ اون یادش بود. اما بعدش گفت بهت نمیاد یعنی چهار پنج سال جوونتری انگار! داشت خنده‌ام می‌گرفت من هفت سال کمتر گفته بودم اون فکر می کرد تازه چند سال دیگه هم کوچکترم! بعد شروع کرد به تعریف کردن از خودش و رشته‌اش و این حرفها از من هم می پرسید من هم همین طوری تصادفی چیزهایی می‌گفتم. حرفهای اون هم با هم نمی‌خوند نمی‌دونم اون هم داشت دروغ می گفت یا این که فقط من خالی می بستم.
دوست داشتم بعد از این همه سکس دراز بکشم اما روم نمی شد بیرونش کنم. از طرف دیگر می‌ترسیدم سعید از دانشگاه برگرده. یک نظر می‌دیدش حتی تو راه پله، شکش به یقین تبدیل می‌شد. قبلاً چند بار تیکه انداخته بود، شک داشت من کسی رو میارم و می‌کنم. البته حدسش رو دختر بود اگه می‌فهمید کون می‌کنم دیگه حسابی آبروم می‌رفت. چیزی نمونده بود که برخلاف میلم، بیرونش کنم. خودش بلند شد گفت کاری نداری. من هم خیلی ازش تشکر کردم و خداحافظی کرد و رفت.

یهو به خودم اومد به این فکر کردم که من دو تا گی رو آوردم خونه و کردمشون! کی فکرشو رو می‌کنه؟ احساس بدی بهم دست داد، دیگه فکر کردم به آخرش رسیدم، باید این کارها رو کنار بذارم. هرچند آخری نداره. دور و بر رو نگاه کردم اثری از سکس نمونده باشه. یک بار یک کاندوم توی اتاق مونده بود و من نمی‌دونستم چطوری ماسمالیش کنم. مثل همیشه درست بعد از سکس، تصمیم گرفتم ترک کنم. رفتم آی دی یاهو را از بنیاد حذف کردم. بعدش هم یاهومسنجر را آن‌اینستال کردم. نمی‌دونم باز تا کی دوباره وسوسه بشم و برگردم. مصمم هستم که برنگردم اما تصمیم الآن مهم نیست. مثل آدمی که سیره می‌گه دیگه غذا نمی‌خوره!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *