در حسرت سکس با فامیل

در حسرت سکس با فامیل

در حسرت سکس با فامیل
در حسرت سکس با فامیل

این داستانی که براتون تعریف میکنم سکسی نیست و مجبور به خوندنش نیستید که اخرش فحش بدید هر کسی دوست داشت میتونه بخونه و کمکم کنه.خب این داستان از 10 / 1 /92 شروع میشه که منو خانوادم همراه خانواده خالم اینا رفته بودیم امل خب من چون کسیو نداشتم که باهاش بحرفمو بگمو بخندم منظورم هم هم پایه خودمه وایمکس مبین نت داشتم و با خودم برده بودم و تو سایت ها میچرخیدم بعد از سر زدن به چند تا سایت مودمو خواموش کردمو جاتون خالی یه قلیون بار گذاشتم و نشستم به کشیدن همین طور که داشتم قلیون میکشیدم و اهنگ گوش میدادم دیدم برام اس اومده سلام پری ام مودمتو یواشکی روشن کن کسی نفهمه اخه اونم میرفت نت گفتم باشه مودمو روشن کردم براش بعد اس داد مرسی اون شب گذشت تا فرداش اس داد چطوری گفتم خوبم و کلی اس دیگه که من یه اس سکسیو اشتباهی فرستادم برا این پری خانوم اخ ببخشید یادم رفت معرفیش کنم پری نوه خالمه بعد چند مین که از فرستادن اس گذشته بود اس داد ای شیطون من ماتم زده بود و از اون شب اس هامون همش شد سکسی درباره بدن خودمون میگفتیمو این حرفا من فکرشم نمیکردم که پری این جور ادمی باشه اخه اون 25سالشه و خیلی جدیه مخصوصا با من در کل میترسیدم طرفش برم ههههههه

خیلی تلاش کردم که موقعیت جور بشه و خودمو بهش نزدیک کنم ولی نشد که نشد
هر چیم به خودش میگفتم میگفت عمرا بزارم بهم دست بزنی
هیچی شد 13 به در و مابرگشتیم قم و هنوز با هم اس بازی میکردیم و منم عین خر تو کف پری بودم تو این مدت همش بهش میگفتم کاریت ندارم و فقط بمالمو و کلی کس لیسی پشت تلفن کردم که اجازه بده بهش دست بزنم فایده نداشت
تا چند وقت پیش که پدر بزرگم مریض شد یادم رفت بگم اونا ساکن تهران هستن و اومدن قم
بهش اس دادم فک کنم دارم به ارزوم میرسم گفتش ارزو به دل میزارمت
صبح رفتم سرکار و شب برگشتم بعد احوال پرسی با همه دیدم پری خانوم داره مثل چراغ چشمک میزنه خخخخخ
یادم رفت بگم خونه ما دوطبقس و طبقه بالاییمون پدر بزرگم میشینن
تا شب گفتیمو خندیدیم و جاتون خالی قلیون و ورق و تخته بود هر کسی سرش گرم بود و بازی میکرد هیچی سرتون رو درد نیارم ساعت شد 2 شب و همه خوابشون گرفته بود پری گفت من پایین میخوام منم تو کونم عروسی بود شانس گند ما مامان باباشم پایین خوابیدن بد جور ضد حال خوردم نزدیک های ظهر بود از خواب پاشدم و ابی به دست و صورتم زدم و نشستم پشت سیستم یکم تو سایت ها کس چرخ زدم و رفتم برا ناهار نهار رو خوردیم پسر خالم بهم اشاره کرد بریم پایین قلیون بکشیم من رفتم پایین ذغال رو گذاشتم و تنباکو رو اماده کردم بعد چند مین پسر خالم اومد (دایی پری)
ما باهم خیلی شیش هستیم شروع کردیم به کس شعر گفتن و خندیدن پری هم اومد پایینو شروع کرد به قلیون کشیدن و باهم تخته بازی میکردیم سه دست پشت سر هم منو مارس کرد خخخخخخخ
رفت نشست پای سیستم به فیلم دیدن پسر خالم گف من میرم بالا یه سر بزنمو میام من داشتم قلیون میکشیدم به پری اس دادم بیام پیشت گفت نه
هر چی اصرار کردم گف نه
بعد اس داد اگه عرضه داشتی بدون اجازه من میومدی عاغا منم پاشدم رفتم سمتش گفت بهم دست بزنی جیغ میزنم گفتم اذیت نکن دیگه و دستمو گذاشتم رو رونش بدن نازی داشت گفت نکن یکی میاد گفتم حواسم هست یکم روناش رو مالیدم خواستم کسشو بمالم گفت پریودم نوار گذاشتم دستمو از تو لباسش کردم تو و سنه هاشو مالیدم واییی سنه نبود که بهشت بود و دوسته تا بوس از گردنش کردم و دیدم سایه پسر خالم رو دیواره که داره از پله ها میاد پایین سریع رفتم اون ور بد جور حشرم زده بود بالا اونم پاشد رفت دستشوئی از دستشوئی که اومد اس داد گفت دستات خیلی باحالن انگار ساخته شدن برا این کار گفت ارضا شده گفتم اخه به این زودی گفت من خیلی حشریم زود ارضا میشم عاغا اون روز دیگه موقعیت جور نشد و اونام شب رفتن تهران هنوز تو کفشم موندم چطور راضیش کنم که بزاره بکنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *