سکس با خواهر زن عزیز

سکس با خواهر زن عزیز

سکس با خواهر زن عزیز (1)
سکس با خواهر زن عزیز

یه خواهرزن دارم عالی. اولاش احساس خاصی نداشتم. بعدها فهمیدم به خاطر قرار گذاشتن با دوست پسرش از مدرسه اخراج شده و بعد با وساطت برگشته. یه روز ازم خواست براش انشا بگم بحث رو کشیدم به طرفی که برام ماجرای دوست پسر و اخراجش رو بگه ولی طفره میرفت.

خلاصه گذشت تا روز 12 فروردین 89 که تو خونشون فوتبال نگاه میکردیم بین دو نیمه بود که خواستم برم بیرون و یه هوایی عوض کنم از کنجکاوی در یکی از اتاقها رو باز کردم که دیدم داره لباس عوض میکنه زود در رو بستم که خجالت نکشه و بعد وسوسه شدم که موقعیت اینجوری کم پیش میاد. برگشتم تو اتاق و در رو بستم و تکیه دادم به در. ازش خواستم پیشم بیاد که بدون هیچ حرفی اومد و کنارم ایستاد که فقط یه لباس نازک زیر داشت. دستم و دور گردنش انداختم و یه بوس کوچک زدم و ازش خواستم که موضوع بین خودمون بمونه و قبول کرد. گفتم میشه سینه هات رو ببینم که گفت خجالت میکشه. آروم دستم رو از یقه اش بردم توی سینه هاش انقد نرم و لطیف بودند که مستم میکرد. از ترس اومدن کسی زود یه بوس هم به سینه هاش زدم و از اتاق اومدم بیرون و ادامه فوتبال رو نگاه کردم. فرداش همه با هم واسه سیزده بدر زدیم بیرون. توی جمع هم دزدکی همدیگه رو نگاه میکردیم و لبخندی هم میزد. تا یه مدت که خونه شون میرفتم و اکثراً هم خلوت بود کارمون فقط بوس و مالوندن سینه و لاپایی شده بود که خیلی هم خوشش میومد. یکی از روزای خرداد بود که با مادرزنم اومدن خونه و به زنم گفتن که با هم بریم پارک. اونا حاضر شدند و خواستند که با اونا برم گفتم تا شماها برید من لباسهام رو عوض میکنم و با خواهرزن بعد میاییم. اون روز تصمیم گرفته از کون بکنمش.

سکس با خواهر زن عزیز (2)
سکس با خواهر زن عزیز

مادرزنم اینا رفتند و من موندم و خواهرزن. در رو قفل کردم و فوری کل لباسهاش رو درآورد و لخت مادر زاد شد. گفتم میخوام از پشت بکنمت که قبول کرد به شرطی که زیاد اذیتش نکنم. اول کمی صابون زدم و تا از حموم به اتاق رفتم داشت خشک میشد زود رفتم و از کمد کرم آوردم و سر کیرم و چرب کردم و به حالت سگی انداختم و گفتم هرچقد خودت رو سفت کنی بیشتر دردت میاد و بعد گفتم از زیر یه دستش رو روی سوراخ کوسش بذاره که یه وقت لیز نخوره و اشتباهی بره توی کوسش. چند بار فقط سرش رو میکردم توش که میگفت دردش میاد و یواش یواش تا آخر کردم توش. انقد تنگ بود که احساس میکردم یه چیز محکم ته کیرم رو فشار میده و قلبم اومده توی کیرم. به زور تحمل میکرد و خواهش میکرد درش بیارم. یهو خودشو رو کمی جلو کشید و کیرم اومد بیرون فوری کیرم رو روی پشت کونش گذاشتم و آبم انقد با فشار اومد که تا موهاش رفت. بعد هم زود رفت و موهاش رو تمیز کزد و لباس پوشید و با هم رفتیم پارک.تا حدود شش هفت ماه که با هم بودیم 5 بار از کون کردمش که فقط بار اول و آخر خیلی حال داد. تو این فاصله که با هم بودیم دوست پسرش هم از سربازی اومده بود و بعد فهمیدم چون با دوست پسرش در ارتباط نبوده با من بوده و آخرین باری هم که کردمش ازم قول گرفت که آخرین بار باشه و قبول کردم. که اون هم اینجوری بود که شلوارش رو درآوردم و دامنش رو زدم بالا و به پشت خوابوندمش و پاهاش رو دادم بالا و باز هم سر کیرم رو کرم زدم و دو تا سوراخ جلوم بود که حتی پرده ش رو هم میدیدم. آروم گذاشتم رو کونش و آروم تا آخر کردم توش چند باری که تلمبه زدم و خواستم تا کسی نیومده زود تموم کنم همینجوری که پاهاش بلند بود رو شکمش دراز کشیدم و سینه هاش رو محکم کرفته و لبام و رو لباش گذاشتم و در اوج لذت تموم آبم رو ریختم توش. که آخرین باری بود که کردمش و خدائیش خیلی لذت داره و هنوز هم با دوست پسرشه که اصلاً هم هیکل و قیافه ای نداره.

سکس با خواهر زن عزیز (3)
سکس با خواهر زن عزیز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *