سکس با دوست صمیمی خانومم

سکس با دوست صمیمی خانومم

سکس با دوست صمیمی خانومم
سکس با دوست صمیمی خانومم

سلام من فرزاد هستم. 32 سالمه و زنم مینا 25 سالشه. ما حدود 3 ساله ازدواج کردیم. من یه کارگاه تولیدی دارم. داستانی که می خوام براتون بگم مربوط به یک ماه قبل و فروردین 94 است. زنم یه دوست داره به اسم زویا که دختر بسیار نازی بود. زویا اسفند 93 با یه تعمیرکار ازدواج کرده بود. مینا پابه ماه است و یه ماه دیگه بچمون به دنیا می آد. من حدود سه ماهه نتوانستم با زنم سکس کنم. برای من که هفته ای 4 بار مینا سکس می کردم خیلی سخت بود. زنم فقط برام کیرمو می خورد . اوایل خوب بود ولی بعد یه مدت اصلا برام لذت بخش نبود. داشتم دنبال یه کس خوشگل می گشتم تا دل سیری بکنمش. زویا دوست صمیمی مینا بود . قبل ازدواجش کم خونه ما می اومد چون باباش اجازه نمی داد. بعد عروسی و تو یه ماه پیش هفته ای یکی دو روز کامل خونه ما است. وحید اهل رفیق بازیه و خیلی به زویا اهمیت نمی ده و خیلی هم به زویا گیرنمی ده. این زویا دختر جیگری بود. من تا یه ماه قبل اصلا به فکر سکس با زویا نبودم. تا اینکه یه روز زویا داشت با مینا حرف می زد. من داشتم گوش می کردم. زویا گفت مینا با فرزاد چکار می کنی سختش نیست که مینا گفت چرا خیلی سختشه اونم با اون کیر کلفتش هفته ای صد بار منو می کرد حالا معلومه به ساک راضی نمی شه. زویا یه لحظه لبخندی زد و گفت مگه چقدر کیرشه. مینا گفت حدود 18 سانته ولی خیلی کلفته اصلا به تو چه؟ زویا گفت همین طور گفتم. زویا به مینا گفت نمی ترسی فرزاد یکی دیگه رو بره جر بده که مینا گفت فرزاد آزاده بره هر کیو می خواد جر بده ( البته مطمئن بودم اینو برای سوختن کون زویا گفت) زویا هم گفت خوش به حال اون جنده ای که به همچنین مردی کوس بده. یه لحظه دیدم زویا دستشو برد از زیر سارافونی که بوشیده بود کوسشو مالید یه جوراب شلواری مشکی پاش بود. از اون روز من خودمو در حال گاییدن زویا جون تصور می کردم. مطمئن بودم اونم بدش نمی آد. فقط باید یه جای خالی و یه فرصت رو آماده می کردم. یه روز اومدم خونه دیدم مینا داره می ره حمام و زویا داشت تلویزیون نگاه می کرد. زویا یه دامن کوتاه با یه ساپورت مشکی پاش بود. با خودم گفتم این بهترین فرصته. رفتم تو اتاقم و کاملا لخت شدم. کیرم شده بود مثل دسته بیل . زویا رو صدا کردم. دیدم سریع اومد تو اتاق. من پشت در قایم شده بودم . تا اومد تو و منو تو اون حال دید سریع بغلش کردم و جلوی دهنشو گرفتم. و بهش گفتم قضیه اون روزه رو و بهش گفتم می دانم که کوست هوای کیر کلفت منو کرده.اون هی می خواست از دستم فرار کنه . سریع و با قدرت ساپورتشو از پاش کشیدم پایین و کوبیدمش روی تخت و پریدم روش . بی مقدمه کیرمو بردم سمت کسش. یه تف زدم و دستای زویا رو گرفتم و کیرمو تمام فشار هل دادم تو کسش. دیدم یه جیغ بلند زد که گوشم داشت کر می شد. مینا چون آب رو کامل باز کرده بود صدای زویا رو نشنیده بود. من با شدت داشتم تو کس تنگ زویا تلمبه می زم. مثل ندید بدیدها. یه 5 دقیقه ای تلمبه زدم بعد سریع برش گردوندم و از پشت کردم کوسش. بعد با گوشیدم ازش فیلم گرفتم. بعدش حالتی سگی گاییدم. دیگه داشت آبم می اومد که با فشار زیاد تو کس زویا خالیش کردم . بعدش از روش بلند شدم دیدم داره گریه می کنه. بهش فیلمو نشان دادم و گفتم اگه به کسی بگی این فیلم کس دادنتو تو کل فامیل شوهرت پخش می کنم. بعد دیدم سریع ساپورتشو پوشید و رفت بیرونو رفت دستشویی و بعدش رفت خونشون. فرداش از تو گوشی مینا شمارشو پیدا کردم بهش زنگ زدم و گفتم بیاد کارگاه موقعی که کارگرا رفته بودن و اونم ساعت 5 اومد. یه مانتو چسبان تنش بود. حسابی از کس کردمش و حسابی هم براش خوردمش طوری که گفت تا حالا ای طوری حال نکرده بوده. فرداش یدم یه پیام به من داد که گفته بود بهم زنگ بزن. بهش زنگم گفت که امروزم دوست داره با من باشه. تو خونش و برای ساعت 1 ظهر قرار گذاشتم و رفتم حسابی کسشو جر دادم. ازش خواستم بهم کون بده. گفت آخه این کیر کلفت ماله کون کردنه. ازش خواهش کردم دیدم گفت بلدی گفتم چرا مگه دادی. گفت آره بابا این وحید انگار قزوینیه . شب اول به جای کس کونمو جر داد. الانم هفته ای یه بار کونمو جر می ده ولی دو هفته یه بار کسمو نمی کنه. معلوم بود کونش کامل باز شده بود تو این چند وقت. کیرمو خیس کردم راحت رفت توش. این اولین بار بود تو زندگیم که داشتم کون می کردم. از اون روز تا الان دو روز یه بار یه جا قرار می گذاریم و حسابی جرش می دم. جالبه بهم می گه فقط دو وقت بهت می دم. اول تا وقتی که مینا زایمان کنه و بعد زایمان زمانی که مینا پریوده. جالبه نه جنده هم برامون زمان مشخص می کنه. حالا ما می کنیم ببینیم چی پیش می آد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *