عشق و حال با مادر زن

عشق و حال با مادر زن

عشق و حال با مادر زن
عشق و حال با مادر زن

سلام خدمت دوستان .از این که خاطرمو میخونین ممنونم.اول بگم چون خاطرم واقعیته و جز حقیقت چیزی نیست زیاد طولانی نیست چون نه با زور مادرزنمو کردم نه چیزه دیگه.دانشگاه بودم که ازدواج کردم بعد اتمام دانشگاه رفتم خدمت .من اون موقع سرباز بودم البته چون متاهل بودم تو شهرم خدمت میکردم.یه روز تابستون که خانمم دانشگاه داشت (ترم تابستونه) من هم خدمت بودم تا ساعت دو داشتم با ماشینم میومدم خونه من ماشین دارم و با ماشین میرم محل خدمتم.موقع برگشت مادرزنم بهم زنگ زد گفت ساعت یک و نیم آندوسکوپی داره و اگه میتونم برم دنبالش که ببرمش خونه منم خسته و کوفته گفتم چشم.رفتم اندوسکوپی هنوز نوبتش نشده بود بعد یک ساعت که کارمون تموم شد دیدم از اتاق امد بیرون علائم بیهوشی داره گیجه زیره بازوشو گرفتم بردمش تا ماشین رو صندلی عقب دراز کشید دیدم گیجه چشمم به رونهاش افتاد کیرم شق شد اخه با 45 سال سن یک هیکلی داره که نگو منم واقعا دوسش داشتم ولی شهوتم زیاد شد.منم نمیدونستم کی بهوش میاد واسه اطمینان یه داروخانه وایسادم و یه بسته اگزازپام 20 خریدم با یه اب معدنی یه قرص دادم بهش با اب که بخوره

اینقدر گیج بود و بیحال که اصلا سوال نکرد چیه.میترسیدم ببرم خونشون شاید خانمم از دانشگاه میومد خونه.واسه همین بردم خونه خودمون که میدونستم کسی نیست و خالیه.ماشینو بردم تو حیاط خونمون رفتم بالا اطمینان پیدا کردم کسی نیست.امدم ایین مادرزنمو چندتا صدا کردم دیدم جواب نمیده همون تو ماشین لبمو گذاشتم رو لبش دو تا لب گرفتم بعد دکمه مانتوشو باز کردم زیرش یه تاب نارنجی داشت زدم بالا سینه هاشو از تو سوتینش در اوردم یه دقیقه ای خوردم نمیخواستم زیاد طول بدم میترسیدم بهوش بیاد بعد شلوار و شورتشو که مشکی بود کشیدم پایین چه کسی بود کیرمو کشیدم بیرون یه تف زدم چپوندم داخل هم ترس هم شوت حسی خوبی بود.سه دقیقه ای تلمبه زدم تو کس نازش ولی چون تو ماشین بود سخت بود دیدم ابم داره میاد دیدم بیهوشه کسی نمیفهمه تااخرشو تو کسش خالی کردم بعد با کمر خالی شلوارشو کشیدم بالا پاره شدم بعد که کارم تموم شد تازه یادم افتاد کون تنگشو نگائیدم ولی دیر شده بود و میترسیدم دعا میکردم بازم بره اندوسکوپی تا بکنمش ولی نشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *