قضیه زن شوهر دار

قضیه زن شوهر دار

قضیه زن شوهر دار
قضیه زن شوهر دار

پارسال بود که با یک خانمی تو محیط کاری آشنا شده بودم. خیلی با هم خوب بودیم. و چون از من بزرگتر بود خیلی باهام شوخی میکرد. شماره منو داشت. وقتی که کارش تمام شد، هر از گاهی مسج های عارفانه یا جملات زیبا مسج میداد منم به همون سبک جواب میدادم. یک شب مسج داد منم مسج دادم. اون دوباره مسج داد منم دوباره جواب دادم و این کار چندین بار صورت گرفت که مجبور شدم از اینترنت تو گوشیم بریزم و براش بفرستم. بعد از تقریبا 10-12 مسج دیگه چیزی نفرستاد منم نفرستادم. تا اینکه آخر شب مسج داد که میدونستم تا مسج ندم، مسج نمیدی. و اینجوری بود که صحبت مسجیمون شروع شد. شوهرش اکثر شبا تا 2-3 شب بیرونه. هر چند هفته یه بار هم تهران میرفت و دو سه روز میمونه. بعد از یکی دوهفته یه شب گفت شوهرش خونه نیست. و دلش میخاد باهاش حرف بزنم و با هم حرف زدیم. منم وسوسه شدم و خیلی دوست داشتم باهاش سکس کنم. یه خانم متولد 62 و صورت خیلی زیبایی داره. سینه هاش خیلی خوش فرمه و اندام خوبی هم داره. البته قد بلند نیست. من سعی کردم مخش رو بزنم و گفتم دوست داری پیشت باشم و اونم گفت دوست دارم اما نمیشه، شوهر دارم. منم گفتم مثلا پیشت باشم. فقط پشت گوشی. اونم گفت باشه. و تلفنی باهاش حال کردم و همینجور که کیرم شق شده بود اونم داشت پشت گوشی خودشو میمالوند. گفت الان بیا پیشم اما سکس نکنیم. فاصله ام تا خونشون تقریبا نیم ساعتی هست. منم گفتم به شرطی میام که کاندوم داشته باشی چون من ندارم. اونم گفت نه. فقط واسه صحبت که من قبول نکردم. اما خودش مسج داد که بیا و کاندوم هم داره. منم یه نصف ترامادول خوردم و حرکت کردم. اولین بار بود که میخاستم با یه زن شوهر دار سکس کنم. چون میخاستم خونه اونا برم خیلی استرس داشتم. اولش میخاستم به دوستم زنگ بزنم و بگم فلان جا هستم اگه اتفاقی افتاد بدونه اما گفتم کسی ندونه بهتره.

خلاصه رفتم و درو باز کرد و رفتم تو. زود رفتیم اتاق خواب. من بهش فرصت صحبت ندادم. بعد احوال پرسی بوسیدمش و رو تخت خوابوندمش و شروع کردم به خوردن لب هاش. اونم لب منو میخورد. بعد زیر گردنش رو لیس زدم و از اونجا به طرف گوش هاش رفتم. گوشش رو که میخوردم نفسش کشیده میشد. آه میکشید. باز هم لبش رو خوردم و با دستام سینه هاش رو میمالوندم. صورت خیلی خوشکلی داره. دوست داشتم نگاش کنم و دست رو سینه هاش بکشم. یه تاپ پوشیده بود اون رو در آوردم. سوتی مشکی پوشیده بود. از رو سوتی سینه هاش و بوسیدم و سوتی رو کنار زدم و سینه چپش رو گذاشتم تو دهنم. واقعا خوشمزه بود. اولین سینه زنی بود که میخوردم. خیلی خوب بود. سوتی رو کامل درآوردم و سینه هاش رو لیس میزدم. سینه رو میگرفتم و از پایین تا بالاش رو لیس میزدم. بعد هر دوتا سینه رو به هم نزدیک میکردم و هر دو رو یک در میون میلیسیدم. لباس خودم رو در آوردم و همو بغل کردیم. تنم خیلی گرم شده بود. اما موقع سکس دوست دارم یه پتو یا لحاف روم باشه. بعد از چند بوس، رفتم سمت شکمش و یه بوس کردم و شلوارش رو با کمک خودش در آوردم. یه کم خجالت کشید. شورتش رو هم درآوردم و کسش رو بوسیدم.

خیس خیس شده بود. شروع کردم به خوردن کسش. شلوار و شرتم رو درآوردم و خوابیدم. اون هم شروع کرد به خوردن کیرم. واقعا خوب کیر میخورد. سرش رو گرفته بودم و عقب جلو میکردم و حال میکردم. ساک زدن رو دوست داشت. کیرم بزرگه اما مثل فیلم ها نیست. کیرم رو لیس میزد و منم سینه هاش رو میمالوندم. که گفتم بیا 69 شیم. گفت 69 چیه و تعجب کردم نمیدونه. بهش گفتم و 69 شدیم. و چون من بلند هستم و اون کوتاه، زیاد جالب نشد. کمی کسش رو خوردم و خوابوندمش و اومدم روش.بوسیدمش و گفتم بذار توش. اونم کیرم رو گرفت، پاهاشو باز کرد و گذاشت لب کسش. منم فشار دادم نرفت داخل. یه کم مالوندم و بعد فشار دادم سرش رفت. یه آه کشید و بغلم کرد و منم آروم آروم داشتم میکردم و بعد تا نیمه فرستادم و بعدش دیگه تا ته میکردم تو کسش. کسش واقعا تنگ بود. حتی از کس دوست دخترم هم تنگتربود. گرم گرم بود. خیلی لیز شده بود. نگاش می کردم و آروم آروم میکردم. با دستام پاهاش رو دادم بالا و کسش بالا اومد و تند تند کردمش و هرازگاهی سرعت آروم میکردم و نگاه کیرم میکردیم که وارد کسش میشه و تا لبه ها می آوردم و تا ته میکردم تو کسش. بعد از چند دقیقه گفتم مدل سگی بشینه. و اینجا بود که بهترین سکس زندگیم رو تجربه کردم. خیلی خوب کونش رو داد بالا و از پشت گذاشتم بین پاهاش و خودش گذاشتش لب کسش. کسش بسته شده بود. یه کم مالوندم و وارد کسش کردم. چند بار آروم عقب جلو کردم و دیگه کسش وا شده بود. کمرش رو گرفته بودم و میکردم تو کسش. اونم میگفت فدای کیرت بشم. کیرت رو دوست دارم. منم میگفتم کس تنگت رو دوست دارم. کس خوشمزه ات رو دوست دارم. بدنم رو کشیدم عقب و کونش رو گرفتم و تند تند میکردم و داد میزد : کسم، کسم، کسم.

منم میگفتم فدای کس تنگت. کست رو دوست دارم. دوست دارم بکنمت. اونم میگفت بکن. کسم رو بکن. منم میگفت میکنمت. هر شب میکنمت. کس تنگت رو میکنم. خیلی لذت داشت. کونش رو گرفته بودم و تند تند کسش رو میکردم و باهم حرف سکسی میزدیم. رو کمرش خم شدم و کسش رو میکردم و کمرش رو بوسیدم. دست به سینه هاش زدم و باز تند تند کردمش. احساس کردم آبم داره میاد. محکم رو کونش زدم و گفتم داره میاد اونم گفت رو کمرش خالی کنم. صدای آه و ناله ام میومد اونم میگفت فدات شم. کیر کلفتت رو دوست دارم. منم آبم اومد و رو کمرش خالی کردم. بعد بغلش کردم و بوسیدمش و گفتم بذار کست رو بخورم تا ارضا شی. اونم گفت که چند لحظه پیش ارضا شده بوده. اما من نفهمیدم. تو بغلم خوابید. منم بوسیدمش. بعد از پشت تو بغلم خوابید و منم بغلش کردم و استراحت کردم. تا صبح دوبار دیگه سکس کردیم که همینجوری بود و فقط من خوابیدم و اون روی کیرم بالا و پایین میشد که اون دوست داشت. از این جریان یک سال میگذره و چندبار دیگه هم سکس داشتیم. خیلی دوستش دارم. دوست دارم همیشه کنارم باشه اما نمیشه.

1 دیدگاه برای “قضیه زن شوهر دار”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *