قضیه نمره

قضیه نمره

قضیه نمره
قضیه نمره

وقتي به مامانم تلفني گفتم که نزديک بود مشروط بشم اما با لطف يکي از استادان گرامي از اين بلاي خانمان سوز رهايي يافتم درد فحشهايي که بهم داد از درد کير کلفت استادمون بيشتر اذيتم کرد.
بله همونطور که فهميدين بنده البته از روي ناچاري مجبور شدم با کس دادن از مشروط شدن رها بشم و اين لکه ننگ توي پرونده دانشجوييم ثبت نشه اما از جايي براتون مي گم که کارنامه درخشانم را گرفتم:

–الهي ذليل شي مرد,الهي از گردنت بشکنه , الهي چشماي هيزت دربياد که کسي رو بخاطر اينکه بازم سر کلاست ببينيش دوبار نندازيش,الهي تخمات بترکه,الهي کيرت دوشقه شه که انقدر هوسراني,الهي…
-اه بسه ديگه توام بابا برو باش صحبت کن شايد بهت نمره داد
–آخه سمي جونم(مخفف سميرا)قربون اون قيافه چپ و چست برم مگه چند نمره مي تونم با حرف ازش بکشم؟يک نمره؟دو نمره؟سه نمره؟بابا من هفت نمره مي خوام تا 10 بشم.
-خب چرا بيشتر نخوندي عزيزدلم؟
–وا سميرا من که دفعه دوممه اين درس و گرفتم يعني بعد از دوبار همش سه نمره تونستم بگيرم.اگه سرهمه کلاساش خوابمم مي برد 7 مي گرفتم نه سه
-ببين رفت تو اتاق اساتيد کسي هم نيست برو باهاش صحبت کن.

سريع زير چشمم رو با اشکام پاک کردم و با خشم در اتاق را کوبيدم.
-بله؟
–سلام استاد
-به به به سلام خانوم…
–استاد اومدم ازتون تشکر کنم
-بابت؟
–اينکه نمرمو 3 رد کردين,باورم نمي شد انقدر زياد بشم.
– عزيزم چرا درس نخوندي؟
(عزيزت اون ننه کس کشته)
–استاد يه سوالي بکنم راستشو بهم مي گيد؟
-آره عزيزم بگو.
–چرا منو دوباره انداختيد؟
-اگه فکر کردي منظوري داشتم داري اشتباه مي کني.خودت درس نخوندي.
– استاد مي دونيد با اين نمره اي که به من دادين بنده مشروط مي شم.
-عوضش دفعه بعد درس مي خوني.
–نمي دونم چرا فقط از درسهاي شما مي افتم.

–در هر صورت ممنون با اجازه
-صبر کنيد خانوم…شايد بتونيد راضيم کنيد که بهتون نمره بدم.
–چه جوري؟
-فرداشب ساعت 8 بعد از آخرين کلاسم جلوي در دانشگاه توي ماشين منتظرتون هستم.مي تونيد بريد.
تا فرداشب که ماشين دوو اسپروي نقره اي رنگشو جلوي در دانشگاه ديدم هزاربار مردم و زنده شدم.مرتيکه خنگ چه جايي هم قرار گذاشته بود.سميرا هم که همش مسخره بازي درمي آورد و همش فکر خودش بود مي گفت ببين وقتي داشت سينه هاتو مي خورد بهش بگو نمره منم زياد کنه وقتي…دادي سرش زدم که تمام اعتماد بنفس بزور بدست آوردمو به باد داد بهش گفتم بدبخت فکر اون کس بيچاره من نيستي که مي خواد اون کير گندشو بکنه توش کيرش حشري نشده از روي شلوار انقدر پيداست واي به حال وقتي بخواد بزرگ بشه.انگار خودمم مطمئن بودم که مي خواد منو بکنه تا بهم نمره بده.با احتياط در ماشينش رو باز کردم:
–سلام اجازه هست؟
-سلام بيا بالا
–امرتون؟
-چه عجله اي داري,اگه تو درس خوندنم عجله مي کردي نمرت اين نمي شد.
(کس عمت)
-خب پيشنهاد بده؟!
–شما بايد بدين.
-دادن رو که تو بايد بدي اما پيشنهاد رو من مي دم.
چه بيشعور
-بريم خونه؟
–شما نمي ترسين به اين صراحت اين پيشنهاد رو مي ديدين؟
-نه,چون مي دونم کمتر از اون پسرايي که تو دانشگاه بهشون دادي نيستم.
–استاد من پياده مي شم.ترجيح مي دم اخراج شم تا…
-نه , من امشب بدجوري حالم بده
راستش يه خورده ترسيدم واسه همين بدون حرف رفتيم به طرف قتلگاه
دم در يه باغ بزرگ سه تا بوق زد و وارد شد.به عمارتش که رسيديم گفت پياده شو.
شهوت از نگاهش مي باريد با خودم گفتم خوب شد حمام کردم و يه صفايي دادم اگه نه از فردا هروقت منو مي ديد مي گفت مرده شوره خودت و اون کس پشمالوتو ببرن.
يه موزيک ملايم توي اتاقش گذاشت و اومد به طرف من , وقتي بغلم کرد کير گندش به کسم مي خورد.اول يه خورده مثل اين فيلما لب و گردنم رو خورد ولي وقتي ديد من عکس العمل نشون نمي دم صاف تو چشمام زل زد و گفت خيلي وقته منتظر اين لحظه بودم نمي توني ازم بگيريش لقبت رو مي دونم بين پسرا چيه “شاه کس” نه؟
زبونم قفل شده بودوهم ازش مي ترسيدم هم کيرش که بهم مي خورد داشتم مست مي شدم چقدر بده يه دختر زود حشري بشه نه؟
دوباره بغلم کرد اما اينبار اول مقنعه ام رو برداشت که اصطکاکش باعث شد موهام تو صورتم ولو بشه و بوي شامپويي که شب قبل زده بودم تو هوا منتشر بشه.بعد از اينکه خوب موهامو بو کرد شروع کرد باز کردن دگمه هاي مانتوم.اينم بگم که بخاطر گرمي هوا يه تاپ زير مانتوم پوشيده بودم که همون باعث شد کيرش بيشتر بلند بشه نمي دونم تا کجا جا داشت اما انگار مرحله اي بلند مي شد چون بعد از کندن شلوارم و با ديدن شورت توري قرمزي که پوشيده بودم کيرش داشت تو شلوارش منفجر مي شد و بلافاصله شلوارشو کند و همونطور ايستاده کيرشو گذاشت لاي رونم منم که ديدم اين که دارهکار خودشو مي کنه بذار لااقل منم يه لذتي برده باشم پيرهنشو کندم.
حسابي ذوق کرده بود که منو رام کرده بعد شروع کرد به خوردن سينه هام.يه لحظه ياد سميرا افتادم و خندم گرفت اما ديدم اگه حالا تقاضامو نکنم يه وقت مرتيکه حالشو که کرد نمرمم زياد نمي کنه.سرشو از روي سينم برداشتم و بهش گفتم:
–نمرم چي مي شه؟
خنديد و همونطور که به کسم زل زده بود گفت
-محفوظه
همونوقت رفتم روي تختش دراز کشيدم و دستمو به نشانه بيا تو بغلم دراز کردم.
با اشتياق اومد کنارم روي تخت اما سرش رو گذاشت کنار کسم و شروع کرد از لاي شورت ليس زدن منم که کيرش کنار صورتم بود رو کردم توي دهنم و تخماشو گرفتم
همينطور که پيش مي رفت شدت خوردن ما همبه نسبت شهوتمون شدت پيدا مي کرد تا اينکه بلند شد و خوابيد روم فهميدم آبش داشته ميومده.وقتي روم خوابيد با دوتا دستش سرمو گرفت شروع کرد به لب گرفتن .پاهامو دوره کمرش قلاب کردم که خيلي بهش حال داد .پا شد رفت از توي ميزش کاندوم درآورد و کشيد روي کيرش . فکر کنم سايز کاندومش 3XLarge بود
دوباره خوابيد روم و همينطور که براي تو کردن تير چراغ برقش تو کس نازنين و تنگ من تلاش مي کرد سينه هامو گرفته بود و عين برف پاک کن مي خوردشون.
حسابي دردم گرفته بود نمي دونم چرا انقدر کمرش سفت بود چون بعد از يه نيم ساعتي آبش اومد شايدم از عمد نمي ذاشت بياد.هرچي بود بعداز کلي وقت بلاخره اومد و آقا با يه حالت نئشه رفت تو دستشويي.
انقدر درد داشتم که بدون اينکه باهاش خداحافظي کنم لباسامو پوشيدم اومدم بيرون فکر کنم انقدر که زور زد تو دستشويي ولو شد چون تا وقتي من رفتم هنوز اون تو بود.
فرداش دانشگاه نرفتم.يعني روم نشد برم اما ديدم فايده نداره و بعد از دو روز که وارد سالن اصلي دانشگاه شدم و ليست نمرات تغيير داده شده را ديدم فهميدم قيمت کسم 10 نمره بوده چون نمرم شده بود 13 .چه تابلو زياد کرده بود.
از دفتر آموزش اسممو که شنيدم يهو تو دلم خالي شد.وقتي رفتم ديدم آقا نشسته اونجا و جلوي جمع حاضر از من عذر خواهي کرد و گفت برگه دوم شما تصحيح نشده بود.
وقتي اومدم بيرون از ته دلم بهش گفتم”کس عمت”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *