ماجرای داغ من و پسر شاگرد

ماجرای داغ من و پسر شاگرد
ماجرای داغ من و پسر شاگرد

اسم من امیر هستش ۲۵ سالمه دفتر خدمات فنی دارم پشت دفترم یه پارکینگ بزرگ هستش که اونجا کارهای تعمیر و نگهداری تاسیسات انجام میدم بگذریم اولای تابستون بود که یه پسر تقریبا ۱۶ ساله اومد گفت من میخوام اینجا کار آموز باشم خیلی خوشگل بود یه کون تقریبا تپل با یه اندام توپ داشت که داشت دیوونم میکرد بهش گفتم برو با بزرگترت بیا گفت باشه عصر با پدرم میام گفتم باشه عصر شد یهو یاد پسره افتادم تا ساعت ۹شب اونجا بودم ولی نیومدن دفترو تعطیل کردم رفتم خونه با خودم گفتم عجب خری هستم من کون به اون خوشگلیرو از دست دادم دیگه رفت نمیاد
بعد یه هفته ظهر بود رفتم ناهار بخورم ناهارو خوردم سرمو گذاشتم زمین یه چرت بزنم تا چشام گرم شده بود که گوشیم زنگ جواب دادم یه مردی بود گفت کی میای گفتم اگه کار واجبی دارین الان میام گفت آره اگه بیای ممنون میشم رفتم تا رسیدم دیدم پسره با باباش اومده بعد سلام احوال پرسی و اینا درو باز کردم رفتیم تو مرده بهم گفت من عجله دارم میخوام برم این پسر من به این کار علاقه داره میخواد یاد بگیره گفتم عیب نداره از فردا بیاد برگشت گفت نه دیگه از همین حالا اینجاست تو خونه اذیت میکنه گفتم باشه شما برین خدافظی کرد و رفت انگار که پدرش نبود همینجوری پسرشو داد دست من رفت بعد نشتم رد صندلی یه نخ سیگار در آوردم روشن کردم به خودم که اومدم دیدم پسره به ابزارآلاتو اینا نگا میکنه بهش گفتم برو لباس کار تنت کن بیا عروسی که نیومدی رفت و اومد یه شلوار لی تنگ پوشیده بود با یه تی شرت قرمز که به بدنش چسبیده بود یعنی از دختر هم خوش اندام بود اومد تو سلام کرد جوابشو دادم گفتم بشین اینجا من برم دستشویی بیام رفتم دستشویی خودمو خالی کردم اومدم دیگه کیرم شق شده بود نتونستم تحمل کنم اومدم بهش گفتم اسمت چیه گفت پیمان گفتم خب اقا پیمان امروز خیلی کار داریم پاشو بریم سالن رفتیم سالن یه تابلو برق سه فاز برا آسیاب پلاستیک داشتم که باید تا ۷ عصر تحویلش میدادم بهش گفتم پیمان فقط وایسا بغل من کار یاد بگیر هی اسم ابزار هارو هم میگفتم یاد بگیره
ساعت پنج عصر تمومش کردم بعد تستش کردم و گذاشتم کنار یکم استراحت کردیم یه چایی باهم خوردیم و بعد گفتم پاشو اون آشغالای دورو بر میزو تمیز کن ابزار هارو بزار سرجاش خدادییش بچه حرف گوش کنی بود بعد زنگ زدم به صاحب تابلو گفتم تابلو اماده اس میتونی بیای ببریش گفت باشه تا نیم ساعت میام پیمانو صدا زدم اومد گفتم بیا بشین اومد نشست یکم ازش سوال پرسیدمو از درسو اینا بابات چیکارس بعد گوشیشو در اورد گیم بازی کنه منم با لب تاپ ور میرفتم که صاحب تابلو اومد تابلو رو دوباره تست کردم تحویلش دادم بعد گذاشتیم پشت وانت حساب کتابو صاف کرد رفت در دفترو بستم به پیمان گفتم پاشو بیا سالن کف سالنو بشوریم اومد اب و باز کردم دیدم شلوارشو کشید بالا تا خیس نشه بدنش اصلا مو نداشت سالنو شستیم داشت طی نخی میکشید کف سالن زورش نمیرسید رفتم جلو با دستم به شوخی زدم رو باسنش گفتم بده من زورتم نمیرسه اونم خوشش اومد دوباره با شوخی گفتم چیه خوشت اومده با خنده گفت اره دوباره یکی دیگه زدم بازم خندید منم یکم استرس داشتم یکم باهاش حرف زدم تا مطمئن بشم که دیدم اره میلی به دادن داره سر شوخی رو خودش باز کرد گفت اوستا کیرت شق شده اولش من تعجب کردم بعد بهش گفتم میخوایش یکم خجالت کشید گفت در بیار نگاش کنم درش آوردم نگا کنه سر کیرمو گرفت فشار داد گفتم ععع چیکار میکنی دردم گرفت گفت ببخشید کیرمو دادم تو گفتم وایسا الان میام رفتم در دفترو چک کردم اومدم یه موکت انداختم رو زمین گفتم بخواب روش اولش گفت نه نمیخوام و از این حرفا دستمو گذاشتم رو کونش یکم مالیدمش بعد خودش رفت دراز کشید رو موکت میخواستم من برم رو موکت که گوشیم زنگ صداشو قطع کردم انداختمش رو میز اونقدر هول کرده بودم که نمیدوستم چیکار کنم اولش یکم رو شلواری بهش مالیدم بعد بلندش کردم کمرشو باز کردم شلوارشو کشیدم پایین یه شورت باب اسفنجی تنش بود من خندیدم خودش شورتشو داد پایین یه کیر کوچولو داشت تقریبا ۱۰ سانتی میشد دستمو انداختم لا پاش مالیدمش دیگه کیرم داشت میترکید با اینکه یه بار خالیش کرده بودم بهش گفتم بخواب دراز کشید لپ کونشو باز کردم دیدم بهشته سرم داشت گیج میرفت ریکاو ریختم کف دستم مالیدم رو کیرم گفت چیکار میکنی گفتم نترس گفت نه درد داره گفت نترس بابا درد نداره با هزار بدبختی راضیش کردم بهش گفتم باز کن کونتو باز کرد یکم تف زدم رو سوراخش سرشو گذاشتم دستامم فشار دادم رو کتف هاش تکون نخوره اروم اروم لای کونش تکون دادم دیدم حال نمیده یکم که لاش تلمبه زدم یدفعه فشار دادم سرش رفت تو یه اه کرد بعدش گفت تورو خدا اروم بکن هرچقدر میخوای بکن فقط اروم بکن گفتم باشه کیرم در اوردم یکم دیگه ریکا زدم رو سوراخش با انگشتم مالیدمش بعد سر کیرمو گذاشتم اروم که هل دادم رفت تو انگار قبلا داده بود اروم اروم فشار دادم تا نصف رفت تو بعد اروم خوابیدم روش تلمبه زدم بوسیدمش یه ده دقیقه تلمبه زدم بعد احساس کردم ابم داره میاد با تمام توان فشار دادم تا ته که خواست داد بزنه دستمو گذاشتم رو دهنش ابمو خالی کردم توش بعد پنج دقیقه ای افتادم روش دیگه نمیتونستم بلند شم پیمان گفت پاسو برم دستشویی رفت دستشویی اومد بعد من رفتمو اومد بوسش کردم گفتم دستت درد نکنه برگشت گفت هروقت خواستی بهت میدم فقط همه چیرو تو برق بهم یاد بده گفتم چشم عزیزم الان هفته ای دو بار میکنمش فقط اگه خونه خالی باشه میبرمش تو حموم که راحتر بکنمش.

ماجرای داغ من و پسر شاگرد
ماجرای داغ من و پسر شاگرد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *