همجنسبازی تو سونا

همجنسبازی تو سونا

همجنسبازی تو سونا
همجنسبازی تو سونا

۵،۶ روزی از عید گذشته بود که ارد با من تماس گرفت و گفت برای چهارشنبه برم خونشون و توضیح داد که علیرضا و بردیا هم دعوتند. همون طور که قبلا اشاره کرده بودم خونه ارد یه کاخ بود. شکل خونه ویلایی بود ولی ۳ طبقه مجزا داشت. طبقه سوم پدر بزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کردن. طبقه دوم برادر بزرگتر و زنش و طبقه اول هم پدر و مادر ارد و خودش. خونشون حیاط خیلی بزرگ و آبنمای شیکی داشت. طبقه زیر همکف هم پارکینگ و استخر بود. تیپ خانواده ارد اصلا مذهبی نبود اتفاقا خیلی هم روشن فکر و به قولی اوپن مایند بودن. پدر و مادرش هردو تحصیل کرده انگلستان بودن و چند سالی هم اونجا زندگی کرده بودن. قبل از این من ۷٬۸ باری رفته بودم پیشه ارد که بیشترش همراه با مامانم بود. بواسطه دوستی من و ارد مادرامون هم با هم رفیق شده بودن و اتفاقا دوستی نزدیکی هم داشتن.
ارد بهم گفته بود که مایو و لباس راحتی هم بیارم. از بعد از ماجرای استخر حس جدیدی در من ایجاد شده بود. دوس داشتم اندام سکسیمو در معرض دید بذارم و تعریف و تمجید دیگران رو بشنوم و حتی بعضی موقع ها دستمالیم کنن. این حس جدید باعث شد که کوتاه ترین شلوارک راحتیم و کوچکترین سایز مایو اسلیپمو با خودم ببرم. اون موقع اصلا به ذهنم نرسیده بود که اگه مامان ارد منو با اون شلوارک ببینه چه فکری میکنه. شانسی که اوردم مامان ارد بعد از نیم ساعت کاری براش پیش اومد و خونه رو ترک کرد. قبل از رفتن گفت که اگه کاری پیش اومد بریم پیشه پدربزرگ و مادربزرگ ارد. ارد به ما گفت که بریم و لباسای راحتیمون رو بپوشیم.ما هم نوبتی رفتیم اتاق ارد و لباسامونو عوض کردیم. شلوارک من تنگ و قرمز بود و فقط یکمی از شرت نیم پا بلندتر بود. یه رکابی بسکتبالی شل و بلند بنفش هم پوشیدم که تقریبا تا زیره کونم میرسید. اگه از دور میدی احساس میکردی که چیزی پام نیس و انگار پیرهن زنونه تنمه. علیرضا با دیدن من تو اون وضعیت یه سوت بلبلی زد که باعث شد همه به من نگاه کنن. ارد با دیدن من زد زیره خنده و بلند گفت: ببین چه پر و پاچه‌ای انداخته بیرونا ! بعد روبه علیرضا کرد و گفت: الان این کون کردن نداره آخه؟ علیرضا هم خندید گفت: برا این کون بمیری هم کمه. از خجالت سرخ شدم ولی ته دلم خیلی خوشم اومد. علیرضا رفت تا به ارد کمک کنه که چایی و میوه و پفک و اینارو بیاره، منم رفتم پیش بردیا نشستم. بردیا یه دستی روی رونم کشید و گفت: نیما داداش خوب چیزایی ساختیا !! منم با خنده زدم رو دستش و گفتم جم کن دستتو منحرف. اونم خندید و آروم زد پس گردنم.
بردیا سریع حالتی جدی گرفت و گفت: نیما، من یه مشکلی دارم.
پرسیدم : چی؟
گفت: میخوام ارد و بکنم ولی روم نمیشه بهش مستقیم بگم.
– یعنی میخوای ارد بیاد بگه بیا منو بکن؟
– نه ولی … نمی‌دونم … میشه تو زمینه رو بچینی ؟
– چی بهش بگم خوب ؟
– چه میدونم … بگو بردیا دوس داره بکنت و اینا
از شنیدن این حرفا خیلی حشری شده بودم. حالت اون روزم جوری بود که خیلی دوس داشتم کون بدم. هیکل بزرگ و پسرونه و سکسی بردیا هم منو بیش‌تر حشری می‌کرد. دلم میخواست به بردیا بگم که منم بکنه ولی نمیخواست دوستیم با بردیا پیچیده بشه. دوستی منو بردیا خیلی پسرونه بود و رو هم خیلی حساب می‌کردیم و دادن من به اون می تونست این قضیه رو تحت تاثیر قرار بده.
به شوخی بهش گفتم: چی به من میرسه ؟
بردیا خندید و گفت: اگه بچه خوبی باشی میزارم سرشو بلیسی
منم گفتم: ماله تو که سر و ته نداره جیگر .. صاااافــــه
بردیا بلند شد که بزنه منم با خنده از جام پریدم ولی تقریبا ازش دور شده بودم که لنگ دارز بردیا محکم به کونم خورد و کله پا شدم. همون جوری نشسته دستمو گذاشتم روی باسنم و آخ و اوخ می کردم. واقعا درد داشت. علیرضا اومد سمته ما و به بردیا گفت: ای نامرد گذاشتی تو کونش ! بردیا گفت: نه شما قراره کیرمو افتتاح کنی . علیرضا هم کم نیاورد و گفت: جووون و پرید روی پاها بردیا. در حینی که علیرضا و بردیا کل کل میکردن من رفتم پیشه ارد تا راجع به بردیا و سکس باهاش حرف بزنم. به ارد خیلی سریع ماجرا رو توضیح دادم.
ارد خندید و گفت: نیما من خیلی بردیا رو دوس دارم … براش ساکم زدم ولی … تو کونم … راستش کیرش … خیلی بزرگه یعنی هم خیلی کلفته هم خیلی بلنده میترسم جرم بده.
من گفتم: خوب این که ناراحتی نداره قبلش باید یکم با سوراخت ور بریم تا گشاد شه بعد دیگه نه درد داری نه جر میخوری.
ارد پرسید: با انگشت ؟؟
– نه فک کنم بیشتر از انگشت میخواد
– ای کثافت میخوای به بهانه گشاد کردن من کیرتو بکنی توم.
– نه بابا منظورم خیار و اینا بود
– آها ! کی ؟
– به نظر من رفتیم استخر اونجا ببرش تو سونا و کونو تقدیمش کن!
– اون که اوکی ! کی سوراخمو … میدونی … اوکی کنیم ؟
– همین الان یه خیار میکنیم توش تا اون موقع قشنگ گشاد میشه بعدم کمکت میکنم توشو تمیز کنی.
– یعنی همون که شلنگ میکنی تو کونت و اینا که قبلا توضیح دادی؟
– اره عسسیسم همون
– وای نیما جون خیلی حشری‌ام.
مثه این که ارد هم خیلی دوس داشت کون بده چون از صحبت کون دادنش شق کرده بود.
ارد رفت و چندتا میوه و شکلات و تنقلات گذاشت رومیز و برگشت و به من گفت: علیرضا و بردیا گرم بازی با پلی استیشنن و الان بهترین موقع برای خیار و ایناس. منم رفتم و یه خیار متوسط و خیار بزرگ آوردم. به ارد گفتم دستاتو بزار رو اوپن و قمبل کن. ارد روی اوپن خم شد و یه قوسی تو کمرش ایجاد کرد و کونه گندشو داد عقب. این صحنه منو خیلی حشری کرد. سریع شلوارکشو کشیدم پایین. لای کونشو باز کردم و یه لیس بزرگ بهش زدم. ارد برگشت و زد تو سرم و گفت: دیوس چرا سو استفاده میکنی. منم خندیدم و گفتم: مگه بدت اومد. آخه وقتی این کارو کردم پاهاش یکم لرزید. ارد گفت: نه … ولی … . منتظر ادامه حرفش نشدم و سرم کردم لای کپلای ناز و سفید و گوشتیش و شروع کردم به لیس زدن. زبونمو از خایه هاش تا سوراخه صورتیش میکشیدم. ارد رو پاهاش بند نبود و همش پاهاش می‌لرزید. سوراخش که قشنگ لیز شد آرووم انگشت اشارمو کردم توش. ارد یه آخی گفت و خودشو کشید. بیچاره زیادی تنگ بود. بهش گفتم که شل کنه تا دردش نیاد. دوباره انگشتمو کردم تو کونش. ایندفعه طاقت آورد و انگشت منم تا ته رفت توووش ! ارد برگشت و دید که انگشتم تا انتها تو کونشه. یه لبخند از سر لذت زد. منم با دیدن اون لبخند دیگه کنترلم دسته خودم نبود. همین جوری که انگشتم توش بود بلند شدم و گردنشو بوسیدم.دستامو دور کمر باریکش حلقه کردم و گردنشو لیس میزدم. ارد صورتشو برگردوند و لبامون رفت توهم بعد از چندتا لب گرفتن ارد خودشو کشید و گفت: نیما نکن … قرار بود کاره دیگه‌ای بکنیم. منم که یکم شهوتم خوابیده بود گفتم باشه. دوباره رفتم پایین و انگشتمو از کونش در آوردم و شروع به لیس زدن کردم. ایندفه انگشت شستمو داخل کردم. خلاصه بعدش ۲ انگشت و بعدشم خیار متوسط رو کردم تو کونش. دیگه قشنگ گشاد شده بود.
خیار متوسط رو در آوردم و خیار بزرگو کردم تو کونش به آه بلندی کشید. بردیا از تو حال داد زد: خوووبین شما ۲تا ؟ بیاین دیگه. منم خندیدم و به ارد گفتم جنده خانوم صداتو کم کن دیگه. تو انتهای خیار بزرگ یه تیکه چوب گذاشتیم که خیار کامل نره داخل . شلوارک و شرت ارد رو کشیدم بالا و با هم رفتیم تو حال. بردیا به من گفت: کجایین پس؟ منم گفتم: داشتم کونش میزاشتم دیگه. و یه چشمک به بردیا زدم. بردیا هم متوجه شد که مخ اردو زدم و به زودی قراره ارد بره زیره کیرش! خلاصه چند دستی پلی استیشن زدیم تا این که ارد گفت که بریم استخر.
تو استخر بردیا خیلی سریع لباساشو پوشید و رفت و تو آب علیرضا هم نفر دوم بود منم لفتش دادم تا اونا که رفتن خیارو از کونه ارد در بیارم. با رفتن علیرضا و بردیا ، ارد خیلی سریع لخت شد و قمبل کرد که من خیارو بکشم بیرون. خیارو در آوردم که خروج خیار با آه ارد همراه بود. سوراخ ارد دیدنی شده بود. با اینکه سریع بسته شد ولی انگشت من خیلی راحت می رفت تو کونش. ارد گفت: گشاد شده؟ گفتم: اره عاالیه. الان بریم دستشویی توشو بشورم. باهم رفتیم دست شویی و کونشو قشنگ شست و شو دادم. بعدم مایومونو پوشیدیم. ارد که مایو منو دید آب دهنش پرید تو حلقش. بعد خندید گفت جووون جیگر، خوب شرت لامبادا می پوشیدی که سنگین تر بود. منم خندیدم و رفتیم سمت استخر.

بازم علیرضا منو که دید سوت بلبلیش راه افتاد. تو آب ۲ به ۲ واتر پولو زدیم که بردیا و ارد برنده شدن. ارد به بهانه رفع خستگی به بردیا گفت: بردیا بیا بریم سونا یکم بشینیم. بردیا گفت: الان؟ تازه اومدیم که. ارد یه نگاه به من کرد، منم یه چشم غره به بردیا رفتم. بردیا هم که تازه دوزاریش افتاده بود، گفت: باشه، بریم، بریم، من که حرفی ندارم. علیرضا هم جو گیر شد و گفت: منم میام. ارد دوباره یه نگاه به من کرد. منم قیافمو ناز و مظلوم کردم و گفتم: علیرضا منو تنها میزاری؟ علیرضا هم اومد و منو از پشت بقل کرد و گفت: نه عزیزم. منم هولش دادم و به کشتی گرفتن تو آب مشغول شدیم. بردیا و ارد هم رفتن تو سونا. ۲،۳ دقیقه بعد علیرضا پرسید: نیما رفتن سکس دیگه نه؟ منم که غافلگیر شده بودم گفتم: ها … چی … سکس … نه. از لکنت من علیرضا فهمید که دارم دروغ میگم برا همین خندید و گفت: برای همین نزاشتی من برم دیگه. حالا اشکال نداره. میشه حداقل بریم نگاه کنیم. من گفتم: باشه بریم ببینیم.

با علیرضا از آب آومدیم بیرون و رفتیم سمت سونا. پشت یکی از پنجره ها از گوشه نگاه کردیم. یه جوری مخفی شدیم که مارو نبینن. اولین صحنه‌ای دیدم کیر بزرگ بردیا بود. با دیدن کیر بردیا ناخودآگاه کیرم شق شد. بعد ارد اومد سمتش و دوزانو نشت. فقط سرشو و کمتر از نصف کیر بردیا تو دهنش جا شد. ولی خوب ساک میزد. تخماشم می مالید و بقیه کیرش که تو دهنش جا نمیشد با دسته دیگش همزمان با سرش عقب جلو میکرد. هم من و هم علیرضا داشتیم با کیرمون ور می رفتیم. بردیا اردو از زمین بلند کرد و باهم لب گرفتن بعدش شروع کرد به خوردن سینه و گردن ارد. اونم از شدت شهوت آه و اوه می کرد و عزیزم عزیزم میگفت. بردیا ارد و به شکم خوابوند رو یکی از نیمکت ها ، سرشو برد بین کپلاش و سوراخشو میخورد و لیس می زد. زبونشو میکرد تو سوراخش. علیرضا مایوشو دیگه در آورده بود و داشت رسما جق میزد. منم که دیگه کیرم داشت میترکید مایومو در آوردم و جق زدنو شروع کردم.

بالاخره لحضه اصلی فرا رسید. ارد حالت سگی گرفته بود و بردیا داشت به کیرش کرم میزد. به کلی محو دیدن این صحنه شده بودم. بردیا سر کیرشو روی سوراخ ارد گذاشت. سوراخ ارد هم -به لطف من و خیار – آماده پذیرایی از کیر بود. بالاخره سر کیر بردیا وارد کون ارد شد. ارد از شدت درد و لذت یه آآه بلند کشید. سرعت جق زدن منم بیشتر شده بود. بردیا آروم آروم کیرشو داخل میکرد و ارد هم زیره کیرش تقلا می کرد. محو دیدن کون دادن ارد بودم که دیدم علیرضا داره کونمو لیس میزنه. یه نگاه بهش کردم. اون خندید و به کارش ادامه داد منم که از لیس زده شدن کونم و دیدن سکس غرق در لذت بودم و چیزی نگفتم . گذاشتم به کارش ادامه بده.بردیا خیلی ملایم تلمبه می زد. با هر تلمبه بدنش به کون ارد برخورد میکرد و صدای ضربه و صدای آه ارد بلند میشد. علیرضا کونمو رها کرد و جلو زانو زد. دستمو از کیرم جدا کرد و کیرمو کرد تو دهنش و ساک زدنو شروع کرد. انگار ریتم تلمبه های بردیا با ریتم ساک زدن علیرضا هماهنگ شده بود و من غرق در لذت بودم.
دیگه طاقت نداشتم. شدت حشریت به سقف رسیده بود. علیرضا رو از زمین بلند کردم و محکم ازش لب گرفتم و لباشو مک زدم. علیرضا که شوکه شده بود سعی میکرد باهام همراهی کنه ولی من خیلی وحشی شده بودم. سریع علیرضا برگردوندم و شروع به خورن سوراخش کردم. چند تف انداختم و انگشتمو کردم توش. علیرضا با اینکه درد داشت ولی جیکش در نیومد یکم انگشت کردم ولی من حشری تر از این حرفا بودم که صبر کنم سوراخ علیرضا آماده بشه، از طرفی مظلومیت علیرضا و همراهی خودش برای من مجوز بود که کیرمو بکنم تو کون نازش. سریع بهش گفتم دستاشو بزاره به دیوار و قنبل کنه. یه جوری وایستادیم که من به سونا دید داشتم و میتونستم بردیا رو ببینم ولی علیرضا نمی تونست. با یه حرکت سر کیرمو وارد کردم و محکم علیرضا رو گرفتم که خودشو نکشه. اون بیچاره هم درد داشت و تقلا میکرد. یکم صبر کردم. دوباره به سونا نگاه کردم. پوزیشن عوض شده بود. ارد پاهای سکسیشو انداخته بود رو شونه های بردیا و بردیا هم داشت با قدرت و سرعت تلمبه میزد. برام عجیب بود که چرا هنوز آب بردیا نیومده بود.
چشمامو از سکس داغ تو سونا جدا کردم و حواسمو دادم به کون علیرضا. آروم آروم کیرمو بردم داخل تا اینکه تا ته رفت تو. علیرضا سعی میکرد با باز کردن پاهاش دردو کم کنه. سریع کیر علیرضا رو گرفتم و براش جق زدم تا یکم حشری بشه و بد قلقی نکنه. آروم آروم ریتم تلمبه زدنمو با ریتم جق زدن برای علیرضا هماهنگ کردم. طولی نکشید که آبه علیرضا تو دستم اومد و یک دقیقه بعدشم آب من تو کونه علیرضا اومد. به سونا که نگاه کردم دیدم آب ارد ریخته رو شکمش ولی بردیا هنوز داره تلمبه میزنه و ارد هم داشت تحمل میکرد. کیرمو از کونه علیرضا در آوردم. علیرضا هم که دیگه پاهاش تحمل نداشت نشست زمین و سوراخشو ماساژ می داد و ناله میکرد. حق هم داشت چون بد جوری کرده بودمش. بهش کمک کردم بلند بشه، بردمش تو دست شویی و آبمو از تو کونش شستم. خودمم تمیز کردم و سریع رفتیم تو استخر.
همه این کارا تو سکوت انجام شد. یه جورایی از هم خجالت می کشیدیم. ارد و بردیا هم چند لحظه بعد به ما اضافه شدن. ارد مشخصا لنگ میزد ولی هیچ کدوم به روش نیاوردیم.
من با چندتا جوک یخ جمع رو شکستم و انگاری همه کردن و دادنامون رو فراموش کرده باشیم ، مشغول شر و ور گفتن شدیم. خلاصه ساعت ۶ اینا از استخر اومدیم بیرون. دیگه آروم آروم باید می رفتیم. رفتیم طبقه بالا لباس پوشیدیم. البته من حتی مایومم در نیاوردم فقط رکابیمو پوشیدم. خیلی دوس داشتم جلوی پسرا لباسام کم و سکسی باشه. قبل از این که از خونه ارد بریم من ، علیرضا رو بردم تو اتاق تا ازش عذر خواهی کنم. دستشو گرفتمو بهش گفتم: علیرضا توروخدا ببخشید نمیخواستم اذیتت کنم میدونی که من خیلی دوست دارم … نذاشت حرفامو تموم کنم و لباشو روی لبام گذاشت و محکم بوسید. بعدش خندید و گفت چی میگی؟ اذیت چیه ؟ محسن همیشه منو اینجوری میکنه عادت دارم عزیزم. اتفاقا خیلی هم حال می کنم. از این حرفش خیالم راحت شد و دوباره همو بوسیدیم. همون موقع مامان علیرضا تماس گرفت و گفت که جلوی دره برای همین خدافظی کرد و رفت. علیرضا که از اتاق ارد رفت بیرون فرصت خوبی بود که دیگه منم لباسامو بپوشم. لخت شدم و داشتم شورتمو می پوشیدم که یهو ارد اومد تو. بهش گفتم لعنتی میای تو در بزن قبلش. اونم توجهی نکرد و اومد تو. دستاشو دوره کمرم حلقه کرد و لبامو بوسید و گفت: نیما جون عزیزم خیلی امروز کمک کردی، کیر بردیا تو کونم همش لذت بود. یذره هم درد نداشت. دوباره منو بوسید و گفت: برات جبران میکنم. منم خندیدم و گفتم : باشه عشقم حالا لطف کن برو میخوام لباس بپوشم. اونم خندید و رفت. چند دقیقه بعد مامان منم اومد دنبالم و از بردیا ارد خداحافظی کردم و رفتم. بردیا هم دم در برای زدن مخ و گشاد کردن کون ارد کلی ازم تشکر کرد. خلاصه اون روز هم تموم شد ولی تعطیلات عید ادامه دار و پر ماجرا بود …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *