کون دادن مهران به مهرداد

کون دادن مهران به مهرداد

کون دادن مهران به مهرداد
کون دادن مهران به مهرداد

داستان گی و همجنسبازی مهران جون با اقا مهرداد که بکن ایشون هستن و ازشون میخوان که لباسای دخترونه بپوشن تا فک کنه که داره با یه دختر سکس میکنه و بیشتر حشری بشه، فک کنم اقا مهران بیشتر از روی بی کوسی داره کون مهرداد جون میزاره وگرنه که نیازی نبود مهرداد لباس دخترونه بپوشه پس اینی که میگن بعضیا از روی بی دوست دختری گی و کونی میشن درسته.
سلام دوستان این داستان گی پس اگر طلبه نیستید نخونید. من دوسه باری به مهرداد داده بودم وحس دیگه ای بهش داشتم عاشقش بودم حاضربودم بخاطراینکه باهام بمونه هرکاری واسش کنم یه روزبهم گفت مهران جان اگرمیخای به من هم حال بده یه کاری کن حس کنم تودختری اون روز توخونه ماتنها بودیم بهش گفتم یعنی لباس زنونه بپوشم گفت آره عزیزم ولی کامل گفتم منظورت چیه گفت حتی شورتوکرست تابه منم حال بده قبول کردم گفتم بشین الان میام رفتم تواتاق مامانم رفتم سرکشولباس زیراش یه شورتوکرست زرد توری داشت که خیلی نازبود اونارو پوشیدم وچون بدنم مونداشت خیلی توتنم قشنگ بود فکرکردم باچی براخودم سینه درست کنم بادوتا ازلباس خواباش که خیلی نرم بود سینه درست کردم بعدرفتم یه جوراب مشکی بالای رون پوشیدم ویه دامن کوتاه مشکی کلوش ویه تاپ خیلی سکسی وشروع کردم به آرایش کردن یه ادکلن تندزنونه هم به خودم زدم قبل ازاینکه برم پیشش توآینه خودمو نگاه کردم واقعاخیلی سکسی شده بودم گفتم کوفتت بشه چه لعبتی میخای بکنی وقتی نزدیک اتاق شدم بی اختیارتمام بدنم میلرزید ازشهوت چشام خمارشده بود چشم خورد به یه جفت کفش زنونه اوناروهم پوشیدمورفتم داخل مهردادتاچند لحظه هنگ کرده بود هی میگفت واقعا خودتی بلن شدگفت آهااین درسته توچقدرکردنی بودیومن نمیدونستم وشروع کردمنوازپشت بغل کرد یه دستش زیردامنم بودودست دیگش روسینهام وگردنمو میخورد من توفضابودم ازاینکه رسما زنش شده بودم یه حس قشنگی داشتم دستموبردم سمت کیرش خیلی سفت شده بود ومهرداد همش قربون من میرفت…

فدای کونت عزیزم توزن منی جرت میدم…. تااینکه من زانوزدم جلوش زیپشوبازکردموکیرشوکه من عاشقش بودم ازتوشورتشوازلای زیپش درآوردم شروع کردم به لیس زدن اونم سرموگرفته بودودادمیزد یه چنددقیقه ای براش خیلی سکسی ساک زدم بعدبلندم کردوخوابندم روتختم ویه بالشت گذاشت زیرشکمم کونم حسابی قمبل شده بودخودمم میدادمش بالاتروکمرمومیدادم پاییین دامنوچون کوتاه بود زد بالا تاشورتمودید بدجوری حشری شد ازروشورت شروع کردبه خوردن لای کونم من دیگه جیزی نمیفهمیدم وفقط آهوناله میکردم فدای کیرمهردادمیرفتم بعدشورتموکشیدپایینوتاپمودرآورد کیرشوگذاشت لای کپل کونم وای چقدر داغ بود گفتم عزیزم تروخدا بکنم زود باش دیوونم کردی گفت عجله نکن ازاین به بعددیگه توزنمی وبایدبازن بالطافت برخوردکرد گفتم جون من دارم میمیرم کیرتومیخام اون کیرنازتوبکن توکون تپلم فدات اونم شروع کرد باانگشت سوراخموبازکردن چون کونم خیلی تنگ بود واقعااستادبود بعدازپنج دقیقه احساس کردم بهتری چیزدنیا داره میره توکونم آره واون کیرمهردادعزیزم بود که داشت کون منو فتح میکرد

اینقدر حشری بودم که متوجه نشدم همه کیرمهردادرفته توکونم اینقدربااحساس تلنبه میزد که دیگه داشتم روتختی روجرمیدادم اصلا دوست نداشتم آبش بیادولی مهردادفکرشوکرده بود تاخیری زده بود. من موقع تلمبه زدنش سعی میکردم بیشترکونمو بدم بالاتاکیربیشری بخورم مهردادهم متوجه شدهبود لای کونمو بادستاش باز میکردو تلمبه میزد هردومون تواوج بودیم تابعدازنمیدونم یکساعت یابیشتر آب مهرداداومدبهش گفتم بخواب روموآبتوخالی کن توکونم وقتی آبش اومدباچندتا ضربهای آخر اب منم اومددوست نداشتم کیرش ازتوم دربیاد خوابیدیم.این شده بود کارمون تاجایی گیرمیاوردیم سری مشغول میشدیم منم سعی میکردم همیشه لباسای جدیدبراش بپوشم اونم هردفعه که میامدپیشم یه شاخه گل رزتزیین شده واسم میاورد تایه یک ماهی جایی گیرمون نیامد دیگه هردومون کلافه شده بودیم هرچی میزدیم به دربسته میخورد من حاضرشدم توماشین بهش بدم ولی میگفت خطرناکه تایه روز زنگ زد گفت عشقم برایه هفته خونه خالی گیرآورده داشتم پرواز میکردم گفتم کجا خواب نیستیم گفت نه فدات خونه خالم اینا رفتن مسافرت وکلیدودادن دست من

قرارشدبعدازظهربیاددنبالم باماشین منم به خونه گفتم مهردادتنهاست مادرش اینارفتن مسافرت من چندروزی میرم پیشش ورفتم حماموخودمو ترگل ورگل کردم تاعصریک ماه به من گذشت. تاعشقم اومد رفتیم توراه هم مهردادکلی وسیله وتنقلات خریدگفت این پلاستیکه چیه باهات گفتم لباس زیره گفت باباخالم بهترین لباساروداره گفتم واسه اعتیادآوردم رفتیم توخونه یه خونه حیاطی باکلاسوبزرگ باچه مبلایی وچه کاناپه هایی همه چیز یه جوری سکسی بود بهش گفتم انگارخالت کسه ها گفت خالم شوهرنداره ویه پسرودخترهمسن خودمون داره گفتم دخترخالتوکردی گفت نه فدای کونت من به غیراز توکسی رونمیکنم ازتویخچال ویسکی آورد گفتم مهرداد تاتوبساطو آماده میکنی من میرم آماده بشمورفتم مستقیم سمت اتاق خواب خاله چون مهردادراهنماییم کرده بود باحوصله تمام تمام کشوهای دراورد و درآوردم واقعا همینطور بود چه لباس زیرایی میدونستم مهرداد از شورت و کرست زرشکی خوشش میاد یه سکسیشو پیدا کردمو پوشیدم بعد هم یه دامن کوتاه و همین مشغول آرایش خودم شدم چهل دقیقه ای طول کشیدحس کردم مهرداد با کسی حرف میزنه بعدکه ازش پرسیدم گفت خالم زنگ زد به موبایلم وقتی اومدم بیرون مهرداد با شورت روکاناپه داشت فیلم سوپر نگاه میکردمنم رفتم جفتش تو بغلش و شروع کردیم به ویسکی خوردن هر پیکی که میخورد یه لب ازم میگرفت و دولا میشد کونمو بوس میکرد.

دو ساعتی مشروب خوردیم دیگه حالی بهم نمونده بود اینقدر حشری شده بودم که صدام درنماومد مهردادگفت شروع کنیم گفتم بریم روتخت خالت اتاقش خیلی سکسیه رفتیم تواتاق هیچ صدایی نبود جز صدای بازشدن دامن من زبون زدن کونم توسط مهرداد تواتاق فقط یه چراغ قرمزروشن بود مهردادطبق معمول شروع کرد به انگشت کردن کون من اجازه ندادحتی واسش ساک بزنم شروع کردبه کردن خیلی وحشیانه میکرد من هم توفضا بودم وقتی شکمشوتخماش میخورد بهم حشریترمیشدم فقط آهوناله میکردموالتماس میکردم جرم بده عزیزم پارم کن این کون مال خودته هرکاری دوست داری بکن دیدم دولاشدروم درگوشم خیلی آروم گفت هرکاری گفتم هرکاری اصلا بگو بمیر نامردم زیرکیرت نمیرم بلندشدرفتجلوتخت نشست پاهاشوبازکردگفت بیاکیرمو بخورمنم بایه نازی شورتموکشیدم بالاوگفتم همین میگم جون بخاه شروکردم لای پاهاش کیرشو خوردن خیلی حشری بودم مستم بودم هیچیزی حالیم نمیکردیواش درگوشم گفت اگربگم به کسی دیگه هم بده میدی گفتم من مال توام اختیارشوداری گفت پسرخالم اینجاست میخام اونم بکنه تاحالا سکس نداشته گناه داره گفتم اگربگم نه گفت نمیزارم بکنه ولی بایدازاینجابریم گفتم نمیدونم هرجورخودت میگی صدا کردبابک بیا تو برگشتم یه پسری که سه چهارسال ازماکوچکتربودباشورت اومدتوسلام کرد خوشکل بود شکل مهردادولی خیلی خجالتی اومدنشست روتخت منم برگشتم کیرشوازتوشورتش درآوردم شروع کردم ساک زدن که دیدم مهردادکیرشوکردتوکون

م من آهوناله میکردموساکمیزدم شده بودم عین جندهاخیلی کیف داشت هم زبان یه کیرتوکونت باشه یه کیرتودهنت دیگه بدجوری حشری شده بودم مرتب جاشونوعوض میکردن دیگه صداهای اهوناله شده بودداد تاایکه آب مهردادوقتی کیرشتودهنم بود اومداینقدرحشری بودم تاقطره آخرشوخوردموآب بابک هم که اولین آب زندگیش بودوتوکون نازمن خالی کرد و هرسه تامون همونجاخوابمون برددوست داشتید بفرمایید تابقیه و رو واستون بنویسم همتونودوست دارم بوس بوس فدای شما ازاینکه توهین نمیکنیدو درک میکنیداین حالتو ممنونم.

1 دیدگاه برای “کون دادن مهران به مهرداد”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *